تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
بوده است ، موجب شده است كه ميرزا محمود منشى در نوشتن تاريخ احمدشاهى ، راه و روش استادش را تا آنجا كه به كار او گزند نرساند تعديل كند . با اين حال نثر كتاب تاريخ احمدشاهى ، على الخصوص در خطبه‌ها و مواضع ديگر مانند توصيف ميدان‌هاى جنگ و امثال آن‌كه مجال عرض هنر است ، نثرى آراسته به انواع صناعات ادبى و التزام‌ها و تكلّف‌هاى منشيانه است . در مواضع ديگر نيز كه مشتمل بر گزارش‌هاى ديگر است ، به حكم تجربه و ممارستى كه دارد ، نثرى آميخته با سجع و توازن دارد كه با وجود اين ويژگىها روان ، مطبوع و دلنشين و بليغ است و از اين منظر چند سر و گردن از نثرهاى تاريخى همكارانش مخصوصا در هندوستان ، بلندتر است و از بسيارى از عوارض سبكى آن سامان بدور .

مهم‌ترين ويژگىهاى سبكى اين كتاب از قرار زير است :

1 - وصف

متن‌هاى تاريخى به سبب زمان‌مندى و تنوع و تعدّد و مكان‌ها ، افراد ، اشخاص و رخدادهاى گوناگون ، استثنايىترين زمينه‌ها را براى نويسندگان و منشيان در نمايش هنرهاى اديبانه و اثبات توانايىها يك جا دارد . به‌همين دلايل و اسباب و عواملى كه پيشتر به اجمال اشارت شد ، نويسندگان و منشيان كارآزموده ، به تاريخ اقبال پايان‌ناپذير نشان داده‌اند و تاريخ و مردم از اين اقبال ، تاوان سنگينى پرداخته‌اند . « وصف » ، از اغراض شعرى است . نويسندگان نثرهاى فنّى پيوسته در آن كوشيده‌اند تا نثر را به معانى و اغراض شعرى نزديك سازند . به همين سبب جمال اين جلوه‌ها در وصف بيشتر نمود يافته است . اين نويسندگان به هنگام وصف ، قطعاتى ابداع مىكنند كه كاملا حالت شعرى دارد و در آنها از تمام امكانات موجود در شعر استفاده مىشود . مواضع مهم وصف در تاريخ احمدشاهى توصيف ميدان‌هاى جنگ ، بهار و حلول سال نو ، وصف شب ، باران هندوستان ، قلعه‌ها و شهرها ، . . . را دربرمىگيرد .

1 - 1 - وصف ميدانهاى جنگ .

« مأمورين عقيدت‌آئين به موجب فرمان خاقان جم‌نگين ، كمر ارادت بر ميان جان بسته و دست كوشش به تسخير آن حصن حصين و قلعهء متين و رزين برگشادند و شب و روز خود را از جد و جهد معاف نداشته ، داد تهوّر و مردانگى مىدادند و توپچيان فرنگىنژاد شعله طبيعت ، به اهتمام توپچىباشى برق‌آهنگ رعدصولت ، سرگرم نايره‌افروزى و آتش‌دستى گرديده و توپ‌هاى اژدردهان رعدآواز ، بالاى پشته‌هايى كه در بلندى و ارتفاع ، سركوب قلعهء فيروزه‌فام افلاك و در متانت و استحكام ، هم‌سنگ كوه قاف توان گفت ، بركشيده به انداختن گلوله‌هاى