تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
غازى بيگ خان و خلف محمد خان بخشى خود را مع بيست هزار سوار به سركردگى كورامل - كه در خانهء او ديوان و صاحب اختيار كل بود - تعيين نموده ، خود به انتظار تلاقى اين فوج با پيشتازان لشكر درياموج چشم به راه داشت و در پى تحقيق و تشخيص مخيم اقبال ، مستخبران صبااستعجال گماشت . قشون او هرچند به كام تعجيل شتافتند ، اثرى از بهادران نصرت‌توأمان نيافتند . وقت نماز عصر كه جماعت مذكور معاودت كرده به منزل‌گاه خود مىرفتند ، اتفاقا با جمعى ديگر دلاوران نصرت‌مند - كه آنها نيز از قرب لشكر معين الملك دست‌برد كرده مراجعت به اردوى كيهان‌پو نموده بودند - بر پل شاه دوله دچار شدند . زد و خوردى به ميان آمد . هزبران فيروزىنشان ، جنگ قراولى كرده و چند اسب از آن هرزه‌سران به‌دست آورده ، روانه مقصد گشته و مخالفان نيز روى به لشكرگاه خويش آوردند . وقت شام ، افواج قراولان طرفين به مقر و مقام خود رسيدند و خبر منقح به معين الملك معلوم گرديد كه رايات عاليات در گجرات ارتفاع يافته و آفتاب قهرمان جلال بر سمت الرأس او تافته ، الحاصل هردو لشكر به جاى خويش منزل داشت و قراولان موكب و الا هر روز به نزديك پل شاه دوله رفته و از آن طرف نيز افواج آراسته سوار شده به ميدان آمده ، دست بازى با يك‌ديگر مىكردند و شام‌گاه ، فريقين عطف عنان نموده ، رو به معسكر خويش مىآوردند . بعد از چند روز معين الملك مولوى عبد اللّه را - كه بار اول هم از جانب او به درگاه سپهراشتباه آمده و به چرب‌زبانى ، بانى مبانى قرار و مدار شده ، باعث اطفاى آتش حرب و پيكار گشته بود - در اين ولا نيز خواست كه به دستور سابق واسطهء انجاح مطالب ساخته ، مدعيات خود را به عرض رساند و قضاى آسمانى را به مكر و تزوير برگرداند . به اين خيال پراحتيال ، مولوى مشار اليه را روانهء درگاه معلى نموده معروض داشت كه در سال ماضى و در اين سال ، آفت سماوى و ارضى به محصول چهارمحال رسيده و از محصولات چيزى به عمل نيامده ، اميدوار است كه مال سال گذشته در وجه آفت مجرى شود و مال سال حال به سه قسط و اصل خزانهء عامره سازد ، با اين وضع كه قسط اول در همين مكان كه محل نزول اردوى نصرت‌شمول است ، از نظر بگذراند و قسط دوم بعد معاودت بندگان حضرت قدرقدرت به پيشاور و سوم در كابل بلاعذر و تأخير برساند . جناب حضرت اعلى ، ملّا جلال درّانى و حاجى محراب خان درّانى را به اتفاق ميرزا احمد مأمور فرموده ، اعلام نمودند كه مردمى را كه او جمع آورده مستعد جنگ