تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
سركار سلطانى پيش او رفته بودند - در مقام تعلل داشته و نظر به مآل كار نگماشته ، در دادن ماليات تقاعد ورزيده سالك مسلك تعنّد گرديده است . حميت پادشاهانه و غيرت خسروانه به اصغاى خبر اين حركات جاهلانه از آن مصدر اطوار بيخردانه به جوش آمده به دولت و اقبال با كوكبهء عظمت و اجلال ، متوجه دار السلطنهء كابل شده و موسم تابستان در آن مكان عشرت‌نشان گذرانيده ، در ساعت و زمان اسعد رايات عاليات به صوب الكاى پيشاور برافراختند . بعد از طى مراحل به پيشاور رسيده ، چند روز سايهء عاطفت بر مفارق ساكنان آن ملك انداختند و از آن‌جا خان جان خان سردار را با جمعى از افواج نصرت‌شعار ، از ركاب ظفرانتساب روانهء سمت پنجاب ساخته ، و خود نيز سه روز بعد از رفتن سردار از پيشاور ، حركت فرموده عزيمت مقصد نمودند . بعد از آن‌كه نهنگان بحر وغا به نيروى اقبال جهانگشا از آب اتك گذشته به امن‌آباد گجرات رسيدند . معين الملك خبر عبور موكب منصور از آب اتك شنيده ، با يك‌صد هزار سوار نيزه‌دار خنجرگزار و دويست هزار پيادهء تفنگ‌چى قادرانداز صاعقه‌كردار و دو هزار عراده توپ و بادلج و زنبورك و غيره آلات ادوات آتش‌خانهء قيامت‌آشوب كه داشت ، قبل از ورود موكب مسعود به حدود پنجاب ، از آوازهء آمدآمد رايات ظفرانتساب ، تدارك اسباب جدال ديده ، مصمم استقبال به عزم قتال نشسته بود از شهر لاهور برآمده ، به شاه دره - كه يك فرسخى شهر مذكور واقع است - نزول نمود . در همان روز مردم گجرات و غيره محالات را - كه در سر راه سپاه انجم‌شمار بودند - ديد كه گريخته مىآيند . باعث فرار از آنها پرسيد . ظاهر نمودند كه شاه جم‌جاه وارد گجرات گرديد . معين الملك باور نكرده گفت كه جواسيس من همين امروز خبر عبور از درياى اتك آورده‌اند ! گجرات كجا و اتك كجا ؟ مسافت كلى دارد و خبرى كه شما مىگوئيد دروغ است . شب به‌همين وسوسه و تشكيك گذشت كه ناگاه صبح سردار با پنج شش هزار نفر سوار جرّار از افواج فيروزىشعار همراهى خود ، به رسم ايلغار نزديك به معسكر معين الملك رسيده و موافق كيش سپاهيگرى به يك سمت اردوى او ريخته دستبرد كرده ، جمعى را جريح و قتيل و جمعى را دستگير و اسير نموده ، كالبرق الخاطف عنان‌تاب گرديدند . معين الملك بر كذب اخبار منهيان و صدق اظهار گريختگان آگاه شده و بعد از ساعتى از محل استعجاب برآمده ، سيد جمال الدين خان و سيف الدين محمد خان و
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 176 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى