تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
منصور گشت و در اين وقت عريضهء مخلص خان درّانى سردار تركستان ، به‌نظر خديو ممالك‌ستان رسيد كه مشار اليه تركستان رفته و اشرار آن حدود را تنبيه و تأديب نموده ، ولايات بلخ و اندخود و شبرغان را به تائيدات الهى و نيروى طالع خورشيد مطالع شاهنشاهى ، به ضبط و تسخير درآورده است .

[ وقايع سال پنجم ]

وقايع سال فرخنده‌فال پنجم جلوس ميمنت‌مأنوس اين زينت‌افزاى اريكهء شهريارى مطابق سنهء هزار و يك‌صد و شصت و چهار هجرى نبوى موافق سال سعادت‌اشتمال قوىئيل تركى

گشت طراوت فضا باز نسيم بهار * رنگ ز دلها زدود صيقلى روزگار رايت نوروز گشت سايه‌فكن در جهان * رفت ز صحن چمن باد سحرگه غبار نرگس مخمور گشت محو تماشاى گل * سوسن آزاد گشت شيفتهء زلف يار
زينت‌بخش اورنگ چهارم به ارادهء رونق‌افزاى عالم ، با چتر زرنگار و طلعت نوربار از آرامگاه حوت به تختگاه حمل آمده ، عاملان وى را از تصرف اقليم چمن معطل و قواى ناميه را به تجديد كارخانهء نشو و نما مشغول العمل ساخته ، نضارت در اشجار مانند روح در اجساد ، ريشه‌دوانى آغاز كرد و انواع نباتات به تحريك باد بهار سر از گريبان خاك برآورده ، افسردگى از طبع روزگار چون غم از خاطر خوبان سمن‌عذار ، برون رفته و يبوست دماغ كوهسار را از تأثير هواى طراوت‌بار ، مبدل به رطوبت گشته صورت آبشار پذيرفته ، اعتدال هوا در طبايع برنا و پير تأثير كرده ، اشجار و اغصان را سرمايهء مزيد نشو و نما گرديد و اهتراز فصل ربيعى شكفتگى مزاج روزگار گشته ، دلها را از وفور نشاط به سوى سير و شكار كشيد و در همين اوقات خرّمى آيات به عرض واقفان بساط فلك مناط رسيد كه مير منو پسر قمر الدين خان وزير مشهور به معين الملك ، صوبه‌دار لاهور ، خزاين موفور و افواج غيرمحصور و توپخانهء قيامت‌نشور فراهم آورده ، از خفت عقل و قلت شعور ، صدرنشين و سادهء تكبر و غرور شده گردن خودسرى افراخته ، به خيال تمرّد و سركشى پرداخته ، گمان آن دارد كه هرگاه از جانب بندگان اعلى حضرت خاقانى زورى به او رسد و كارى بر سرش افتد ، از طرف شاه و پادشاه هند كمك به او خواهد رسيد و به امداد او و قوت خويش چاره‌ساز كار خود تواند گرديد و به اعتماد اين مظنّهء بىبنياد ، محصلان درگاه پادشاهى را - كه از براى تحصيل متوجّهات ديوانى و وجوهات مقرره