تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
در اين نثرها چنين حالتى دارد . يعنى از ساختمان طبيعى جمله جداست و از نظر نحوى مستقل و از جهت معنايى متضمن مفاهيمى است كه پيشتر به نثر بيان شده است و چنان نيست كه ادامهء بيان معنى ، به اين اشعار و ابيات كه پس از نثر مىآيد واگذار شده باشد . از متن‌هاى تاريخى كه اين ويژگىها را داراست ، ترجمه و انشاى ابو على بلعمى از تاريخ محمد بن جرير طبرى در دوره سامانيان ، زين الاخبار يا تاريخ گرديزى از عبد الحى بن ضحاك ( سهّاك ) گرديزى مورخ دورهء اول غزنويان و تاريخ سيستان از مؤلف يا مؤلفان ناشناخته ، نگاشته در سده‌هاى پنجم و ششم را به‌طور نمونه مىتوان ياد كرد . اثر جاودانهء ابو الفضل بيهقى ، دبير و رئيس نامبردار ديوان رسائل غزنويان ، تاريخ مسعودى كه به تاريخ بيهقى شهرت دارد به سبب اشتمال بر مراعات دقايق و برون‌شد از مضايق سخن و احاطهء شگرف او بر ادب فارسى و تازى و آيين‌هاى دبيرى ، همان‌گونه كه در فن تاريخ‌نويسى نيز بىمانند است ، نمونهء اعلاى نثر مرسل عالى و از زيباترين و دلاويزترين متن‌هاى ادبى نيز به‌شمار مىرود . باز شدن ميدان نويسندگى بر روى نثر فنّى در تاريخ ادب فارسى درى از سدهء ششم هجرى به بعد ، موجب شد كه تاريخ و تاريخ‌نويسى از بستر مناسب و طبيعى ساده‌نويسى كه با اغراض تاريخ تناسب بيشترى داشت و مخاطبان بيشترى ، بيرون آيد و به غرض نمايش توانايىهاى منشيان و دبيران كه از قضا نويسندگان تاريخ نيز بوده‌اند ، لباسى هرچه آراسته‌تر بر تن كند و هر روز بر اين آراستگىها در اثر رقابت دربارها و همچشمى دبيران و منشيان با يكديگر چندان افزوده شود كه جز براى خواص و كسانى كه آن‌گونه متن‌هاى آراسته را مىپسنديدند ، قابل درك و لذت نباشد . به اين ترتيب وظيفهء اصلى مورخ كه همانا رسانيدن پيام و تجارب تاريخى و بيان سرگذشت انسانها در فرازونشيب حوادث در بستر زمان است ، به غرض تبعى تنزّل يابد و همگى توجه ، صرف آراستگى تاريخ به انواع صنايع لفظى و معنوى و كاربرد لغات و تركيبات دشوار و شاذ و ايجاد مجال براى وصف‌هاى متنوع و دورودراز شود . هر دميدن صبحى و فراز آمدن شبى ، فرارسيدن بهارى و ميدان جنگى ، كوهى ، دريايى ، چشمه‌اى ، قلعه‌اى ، اسبى ، سوارى . . . بهانه‌اى مىشد براى ورود به حوزهء شعر در نثر و ابداع تصاوير كاملا شعرى با استفاده از انواع صور خيال مانند تشبيه‌ها و استعاره‌ها و كنايه‌ها و مجازهاى گوناگون و التزام‌هاى خوش و ناخوش و اصرار در عدم تكرار آن تصويرها ، نشانهء درجهء توانايى و استادى نويسنده شمرده مىشد . چنان كه پيشتر اشارت شد مخاطبان اين آثار نيز همان معدود افرادى بوده‌اند كه در دربارها مىزيسته‌اند ، نه ديگران كه از سواد متوسطى برخوردار بوده‌اند و نه عامه