تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
به اقبال خاقان مالك‌رقاب * فقير و غنى هردو شد كامياب غنى خصلت جود پيدا نمود * ز كار فقيران گره وانمود شدند اغنيا بر گدايان رحيم * كه آسان گرفتند وضع كريم
القصه طول مدت محاصره به چهل روز كشيد و تضرع و اضطرار آن جماعه بىقرار - كه پناه بر روضهء فيض‌آثار برده بودند - مؤثر گرديد و پادشاه دين‌پناه كه در هر امر ملهم به الهام ربانى و مورد سروش آسمانىاند ، روز عرفه عيد قربان كه بندگان جانفشان در گرفتن قلعه سرگرم كمال اهتمام و بهادران تهمتن‌توان مستعد يورش بر آن مقام بودند ، خود به دولت و اقبال به عزم دريافت احوال و ملاحظه سيبه و مورچال ، وقت نماز عصر نزول اجلال به مكان حرب و جدال فرموده ، سير كمان‌دارى توپچيان شعله‌خو و نظارهء تردد تلاش بهادران كينه‌جو مىنمودند . در همان زمان سعادت‌اقتران به جاذبه دل كرامت منزل ، متوجه مراقبه گرديده چشم حقيقت‌بين به سير عالم معنى گشودند و آنچه در آن وقت از عالم غيب معاينه لا ريب شد خوانين عقيدت‌گزين و سركردگان درانيان فيروزىقرين را طلب داشته ، مشرف به شرف اطلاع فرمودند :
بفرمود خاقان روشن‌ضمير * - كه از راز غيبى است دايم خبير - كه اى بندگان عقيدت‌نشان * عيان بر دلم گشت راز نهان همين دم به من حالتى رو نمود * نه بيداريم بود و نه خواب بود در آن حال ناگه امام همام * امير خراسان عليه السلام درآمد به چشمم چو نور نظر * نموده جمال سعادت اثر به انواع لطفم نوازش نمود * به معجزبيانى زبان برگشود كه اى مخلص راسخ الاعتقاد * خدايت بسى بخت اقبال داد روى هرطرف از پى كارزار * يد اللّه باشد تو را دست يار تو را از شهان برگزيده خدا * پى قوت دين آباى ما به تائيد و امداد ربّ كريم * ز تو دين احمد شود مستقيم خلايق مطيع تو يك‌سر شود * به دستت ممالك مسخر شود برون گرچه مشهد ز تسخير نيست * و ليكن در اين سال تقدير نيست در اين وقت نگشايد از جنگ كار * نكرده است كس با قضا كارزار از اين سعى بايد گذشت اين زمان * كه سودى ندارد به غير از زيان
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 167 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى