تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بود - نيز از اصغاى كلمات فيض آيات كه سرمايهء صلاح دولت او و موجب فلاح احوال و خير و بهبود خلايق بود ، بازداشته و رايات بغى و عصيان افراشته ايلچى را به خلاف نصّ
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
مقيّد ساختند و نامهء كرامت‌شمامه را به صداى رساى توپ و تفنگ رعدآوا جواب داده ، به اعلان شيوهء تمرّد و طغيان پرداختند . هرچند درياى مراحم بىكران خاقان مملكت‌ستان اوسع از آن بود كه به تحريك مشتى خس و خاشاك غبارآلود و گردناك گردد و كوه حلم و بردبارى آن حضرت راسخ و رافع از آن‌كه به حركات ناشايستهء جهّال چند متحرك شود و پاس ادب و احترام عتبهء علّيهء مطهر و تعظيم و تكريم خاندان اطهر نيز مد نظر و مقصود ضمير ضياگستر بود و رسوخ اعتقاد خديو فلك جناب ، مطلقا تجويز نمىفرمود كه متنفسى از متوطنان و مجاوران آن مقام سعادت‌فرجام را به قدر سر موى اذيت و ضرر رسد و مورچه‌اى از ساكنان ارض فيض‌نشان ، زير سم اسب ملتزمان موكب منصور تلف و رنجور شود ، نهايت چون حمقاى غلطفهم ، از راه هراس و وهم ، مطمئن نشده سر از گريبان نادانى برآوردند و در جواب چنين سرافرازنامهء مرحمت ختامه - كه حرز جاشان و تعويذ امن و امان در حق عالم و عالميان بود - هوش و خرد را كار نفرموده ، سفير بلندآواى گلولهء توپ و تفنگ را پيغام‌رسان جنگ و دايره زندگانى و حيات به بسط بساط نزاع بر خود تنگ كردند . خاقان مرحمت‌گستر خلايق‌پرور با وجود ظهور آثار تمرد و جهل از آن جماعت نااهل ، اكتفا به يك پيغام نكرده مكرر مواعظ ارجمند و نصايح خردپسند به ايشان گفته فرستادند . چون طينت كلانتر و كدخدايان و سركردگان بىشعور سرشتهء ماده نادانى و غرور ؛ و زمام اختيار رعايا به كف اقتدار ايشان محكم و مبسوط بود ، كلمات هدايت سمات زبان درخشان آن حضرت - كه ترجمهء احكام ربانى و به منزلهء وحى آسمانى است - در مزاج وحشت‌امتزاج آن جماعت اثرى و نفعى ننمود ، لهذا غيرت پادشاهانه تاب نياورده و تنبّه آن متعندان از واجبات قوانين سلطنت شمرده ، حكم همايون صادر شد كه عملهء توپخانهء قيامت‌نشانه بر فراز منابر سيبه‌هاى سپهر ارتفاع برآيند و در جواب آن نافهمان كه زبان گستاخى به تقرير مضامين ناصواب گشوده‌اند آيهء
« وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً »
از دهان توپ و قنباره بر ايشان قرائت نمايند . مأمورين عقيدت‌آئين كمر اجتهاد بر ميان جان بسته و سورهء
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ »
از مبشر اقبال خديو بىهمال شنيده ، دست سعى از آستين كوشش و جانفشانى برآورده و
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 164 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى