بودند ، بر تدبير غازيان شيرگير پىبرده ، از تيررس قلعه جرأت پيشرفتن ننمودند و آهستهآهسته از ميدان جنگ منحرف گشته ، خود را به قلعه كشيدند و در آن روز ميمنتافروز موضع كوه سنگين مستقر رايات نصرتقرين گرديد .
در بيان محاربه بهادران ظفرفرجام با اهالى آن ارض فيضمقام و بشارت دادن حضرت امام رضا عليه السلام به شاه حقآگاه سكندراحتشام و خمود نايرهء رزم و پيكار به موجب ارشاد آن بزرگوار و ذكر ديگر وقايع آن ايام ميمنتآثار
روز دوم اردوى نصرتنيروى به مباركى از كوه سنگين حركت نموده به جانب شرقى شهر ، در جوار مزار فايض الانوار خواجه ربيع الدين خيثم نور اللّه مرقده و برد اللّه مضجعه ، نزول اجلال نمود . بعد از ورود به منزل مسعود ، مراسلهء عاطفتآمود به اسم شاهرخ بدين مضمون سمت ترسيل يافت كه آمدن نواب همايون ما به ارض اقدس ، محض به شوق و آرزوى زيارت آستانهء مقدسهء منورهء عرش درجهء حضرت امام رضا عليه التحيه و الثناء و تجديد رونق دولت و سلطنت آن نتيجهء سلاطين عظام اتفاق شده ، آن عزّهء ناصيه هوشمندى به حرف و صوت امراى سخنتراش و مصاحبان تنكقماش ، چرا سالك مسالك مغايرت گرديده و طريق بيگانگى و مباينت گزيدهاند ؟ مىبايد تسويلات ارباب غرض را گوش ننموده ابواب محبت و يكدلى گشوده ، خاطر شوقمآثر ما را به ملاقات خود متبهج و مسرور سازند ، تا به كمال سرور و حضور ، به سعادت زيارت روضهء عليهء رضويه مشرف شده و آن والاجاه را بر تخت سلطنت تمكّن داده به سمتى كه رأى صوابنما اقتضا فرمايد متوجه شويم .
« مقصود ما رفاه خلايق و خير تست * فرخنده بخت آنكه به سمع رضا شنيد »
مطابق مضمون اين مكتوب عنايت اسلوب ارقام به فضل ارتسام مشعر از مركوز ضمير مرحمتتوأمان و متضمن نويد امن و امان ، به سرافرازى خوانين چمشكزك ميرزا امين كلانتر و ميرزا ابراهيم متولى آستانهء مقدسه و اعزه و اعيان و بابايان و كدخدايان شهر مرقوم فرموده به قلعه فرستادند . چون گوش اهالى شهر پر از پنبهء غفلت و بطالت و عقل و هوش ايشان در گرو غرور و جهالت بود ، به القاى مضامين هدايتمضامين ، مهتدى و مسترشد نگرديده و شاهرخ شاه را - كه از نور باصره معذور و بهدست اختيار آنها مجبور