تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
تراخى و عروج مراتب جاه و عزتش هنوز وقت باقى بود ، صورت حقيقت حال در مرآت خيال او جلوه‌گرى ننمود ، بلكه امراى نافهم و بىتمييز مدعا را معكوس فهميده ، شاه را چون رخ شطرنج ، دست‌آويز لعب و بازى ساخته ، به راه كج‌روى راندند و براى پيش‌برد منصوبهء خود به زاويهء ناكامى نشاندند . ميرزا امين كلانتر متولى و اعزّه و اعيان شهر ، از سنوح اين سانحه متفكر و مضطر شده ، رحيم ميرزا و حسن ميرزا ، برادران على شاه را كه در محبس ارگ مشهد مقدس محبوس بودند ، برآورده روانهء كردستان نمودند ، به نيت آن كه توره‌اى از دودمان سلطنت به‌دست اكراد از براى ازدياد مواد قوت و استعداد باشد و بعد از آن اعلام سركار موهبت‌مدار حضرت امام ثامن ضامن عليه السلام ، بر دوش خدّام ذوى الاحترام داده و مصاحف مجيد و قرآن‌هاى حميد را بر كف دست فضلا و علما نهاده ، پيش جعفر خان كرد و ديگر خوانين چمشكزك فرستاده ، پيغام نمودند كه پادشاه صاحب عزم قوىدستگاه ، همت به جهان‌گيرى و آفاق‌ستانى گماشته در صدد تسخير ولايات است ، قلعهء هرات را قهرا و جبرا مفتوح ساخته ، رايات عزيمت به اين طرف افراخته ، كوس عظمت نواخته مىآيد . اگر مشهد مقدس را هم مثل هرات تصرف نمايد ، شعشعهء اقتدار و تسلط آن آفتاب جهانتاب محيط كل ممالك خراسان مىشود ، بر شما و جميع متوطنان اين مملكت زندگى در اين‌جا مشكل گردد . لازم وقت آنست كه مجوز كوتاهى در اين باب نشده و در لوازم اعانت و امداد توجه دريغ نفرمايند و به پاداش رنجشى كه با جلاير در ميان آمده و سررشتهء ائتلاف يك چندى منقطع گشته ، از محافظت ارض بهشت‌قرين كه اموات مسلمين را خلد برين و احياء را قبلهء ايمان و دين است ، اغماض عين ننمايند . جعفر خان و غيره سركردگان اكراد بعد از ورود پيغام اولا از براى اثبات منّت و احسان با اكابر و اعيان ارض فيض‌بنياد گفتند كه اهل مشهد طرفه رويّه و غريب شيوه دارند . وقتى كه دشمن در مقابل ندارند ، طايفهء جلاير و غيره مردم بىمايه و بىبنياد را در شهر راه داده شاخص كرده و روكش ايلات چمشكزك مىسازند و چون امرى مشكل و مهمى عظيم پيش مىآيد ، مىخواهند ما را اسير بلاگردانند و آن مهم را به حرفت به انجام رسانند ! ما كارى به كارستان مردم مشهد نداريم ، به كوه اره‌داغ رفته مىنشينيم . اگر حضرت اعلى بر شهر تسلط يافت ، برآمده به مملكت روم كه وطن اصلى ماست رفته سكنا خواهيم نمود ، و الّا جايى كه داريم مستقيم خواهيم بود . فرستادگان كلانتر و اعيان شهر از جواب