تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
يكى از مختصان بارگاه الوهيت قرار يابد ، نهال استعداد او را به يارى جويبار فضل و تائيد خويش ، نحوى پرورش دهد كه رگ و ريشهء استقلال او روزبه‌روز محكم‌تر گشته ، شاخ و برگش به جايى رسد كه شجر قوىجثهء ديگر به دعواى همسرى او قامت برترى نتواند افرازد و به هر معركه و مقام كه او پاى عزيمت در ركاب گذارد ، رعب و هيبت كوكبه اجلالش ، بر قلوب سلاطين نام‌دار و خواقين فلك‌اشتهار استيلا يافته ، احدى را قدرت و ياراى آن نباشد كه روكش طليعهء اقبال او گرديده به مقابله پردازد . موافقان دولت خدادادش به هر كارى كه همت برگمارند ، به تائيد قادر ذو الجلال آن امر به سهولت و آسانى از دست‌شان برآيد و مخالفان اگر صد هزار سامان ثروت و اقتدار به هم رسانيده سر از گريبان منازعت برآرند ، شاهد مدعاى ايشان هرگز از آينهء وقوع جلوه‌گرى ننمايد . مؤيد اين مقال و مبيّن اين اجمال ، احوال فرخنده‌مآل اعلى حضرت شاهى و سانحهء غرابت‌منوال دولت شاهرخى كه نيّر اقبال آن برگزيدهء انظار الطاف خدا يوما فيوما و ساعت به ساعت ، اوج‌پيماى مدارج شرف و اعتلا ؛ و اختر بخت شاهرخى ، مثل ماه از انوار آفتاب سطوت آن حضرت مايل به حضيض غروب و اختفا گرديده ، صورت قصد محاربه طرفين و عزيمت مقابلهء جانبين را با اين نوع جلوه ظهور بخشيد كه چون مهم دار السلطنهء هرات به تائيد خالق الارض و السموات ، صورت انفصال پذيرفت ، بعد از ترخيص مخلص خان درّانى به اتفاق خوانين و رؤساى تركمانيه به‌سمت تركستان ، خاطر خورشيدمظاهر خاقان كشورستان به استخلاص اسماعيل خان - كه از دست افواج شاهرخى محصور در قلعهء رود و توسل به آستان فيض‌بنيان جسته اميدوار نجات و كمك از بارگاه فلك‌شكوه بود - مايل گشته چند دسته از افواج منصور به سركردگى انزل خان درّانى فوفلزيى ، به‌سمت الكاى خواف مأمور فرمودند . در وقتى كه امراى شاهرخى قلعهء مذكور را در كمال شدت محصور كرده و به ضرب توپ و قنباره بناى ثبات و استقامت اسماعيل خان را از پا درآورده ، كوس استيلا بر طارم اعلا مىنواختند و قرب زمان را سرمايهء سرور و انشراح دلها مىساختند ، كه خبر مسخّر شدن قلعهء هرات به‌دست بهادران فيروزىرايات و تعيين شدن انزل خان درّانى با افواج نصرت‌قرين از درگاه خلايق مطاف به كمك اسماعيل خان به‌سمت الكاى خواف ، در اردوى شاهرخى انتشار يافته تزلزل تمام به احوال خاص و عام رو داد و تفرقگى و سراسيمگى عظيم در ميان قزلباشيه