تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
در وقت عزيمت سفر هرات بر آنها شده بود ، از طرف شاهرخ بغض در دل داشتند ، دست ممانعت گشاده و توپ و تفنگ از بالاى قلعه سردادند و درازدستى به اخذ اموال و اثقال مردم اردو كردند و اسباب پيش‌خانهء سركار شاه و سپاه را به غارت بردند . قشونهاى شاهرخى - كه گسسته عنان و شكسته‌جنان مىآمدند - نيز با هم درافتاده هركه را زور بيش بود به كم‌زورتر از خود دست تعدى گشوده ، يكديگر را برهنه و عريان مىنمودند و يكى در نهب و اضرار ديگرى كوتاهى نكرده هرچه از متاع و يراق پيش كسى مىيافت ، بىمحابا مىربود . غرض طرفه حالى و عجب صعوبتى به اهالى معسكر شاهرخى رو داده بود . از جانب قلعهء تربت ، قلعگيان طرح مخاصمت انداخته شورانگيز و متعاقب افواج قاهرهء حضرت اعلى شاهى پاشنه‌كوب و جلوريز ، و ميانهء طوايف قزلباشيه هنگامهء علىحده از ستيز و آويز رونمود . غلامان جانفشان كه در آن حال و آوان حاضر بودند ، جمعى تفنگها را پر و جمعى خالى كرده ، رو به جنگ داشته و نظر محافظت به جانب شاهرخ گماشته مىآمدند و جوقه در ركاب جمع شده ، باره اسب‌سوارى شاه را از عقب قمچى زده و گروهى از پيش جلوكش كرده مىبردند و شاهرخ از صولت غازيان ظفرپرور ، مانند ستارهء سحر كه وقت سطوع اشعه مهر انور عارى از حليه نور شده رو به شبستان اختفا نهد ، حيران گردش آسمان و انقلاب وضع دوران گشته ، جاده‌پيماى طريق بىاختيارى گرديد و قرين صد گونه محنت و خوارى به مشهد مقدس رسيد و قلج خان جلاير كه با ده دوازده هزار قشون به‌جهت استحفاظ وجود شاهرخ ، همه‌جا دو فرسخ عقب سوارى مىآمد ، چون بهادران نصرت‌نشان نزديك مىشدند ، ساعتى به جنگ ايستاده سدّ راه شده و بازتاب مقاومت نياورده ، تير و تفنگ‌افكنان و جنگ گريزكنان ، راه مقصد به پاى تأنى مىبريد . بعد از ورود شاه به مشهد ، او نيز وارد شهر گشته و يك روز در آن‌جا توقف گزيده و روز ديگر روانهء قلعهء كلات - كه مسكن و موطن او بود - گرديد . انزل خان كه با افواج فيروزىنشان رهنورد تعاقب بود ، به موجب فرمان واجب الاذعان مىخواست كه خود را به جناح استعجال در خدمت شاهرخ شاه رسانيده و خاطر كلفت‌مآثر او را - كه از وقوع واقعه و سوء حال مقرون به ملال است - مطمئن گردانيده و از شفقت و تفقدات ضمير منير مرحمت تخمير اعلى حضرت كه دربارهء او سمت تحقيق دارد ، بشارت رسانيده شاه والاجاه را به اعزاز و احترام به عتبهء گردون‌احتشام ببرد . چون زمان ترقى دولت او در حيزّ