تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
معدلت‌گسترى و همگى همت و الا نهمت عليا ، مقصور به رويهء خلايق‌پرورى است ، در مسئول دادخواهان تركستان دور از شيوهء فتوت و سيرت مروت تصور فرموده ، قبول تمنيات ايشان محوّل به تسخير دار السلطنهء هرات فرموده بودند . بعد از فتح دار السلطنه كه خاطر ملكوت مناظر بندگان ثريامكان اعلى شاهى ظل اللهى ، از شمول آثار عنايات سبحانى ، گل‌گل شگفت و مبشّر غيب تهنيت و مباركباد اين فتح ميمنت‌مآثر و ديگر فتوحات متوالى و متكاثر اين سال فرخنده ، به گوش جان ساكنان آفاق گفت ، حاجى خان ملك و غيره آقسقالان تركستان - كه به اميد توجهات و امداد اعلى حضرت خاقان كشورستان و به انتظار وزيدن نسيم ظفر بر پرچم اعلام نصرت‌نشان ، در اردوى كيهان‌پو متوقف بودند - وقت مناسب يافته مجدد التماس بذل الطاف از بارگاه خلايق مطاف ، در باب تمشيت مطلب معهود نمودند . خديو ثريا جناب كه انجاح مدعاى آنها را از ابتدا مركوز ضمير آفتاب‌نظير داشتند ، آن ارادهء عميم الافاده را از قوه به فعل آورده ، حاجى خان مشار اليه را به لقب خانى و به رتبهء والى كرسى بلخ و صاحب‌اختيارى ماليات تركستان و عطاء اللّه خان تركمان را به سپهسالارى آن ولايات سرافرازى بخشيده ، مخلص خان درّانى فوفلزيى را با جمعى از افواج ركابى و قشون قزلباشيه - كه در ايام محاصرهء هرات همراه امير خان در اندرون شهر و بعد از افتتاح قلعه و مستعد شدن خان مذكور به تقبيل عتبهء عليه از ضيق محاصره برآمده ، به اردوى معلى ملحق شده بودند - به همراهى مخلص خان تعيين فرمودند و ارشاد فيض مواد به مخلص خان شد كه مفسدان و اشرار آن ديار را به سزاى اعمال ناهنجار رسانده و قلع و قمع متمردان آن سرزمين حسب الواقع پرداخته ، حقايق حالات آن حدود را مفصلا به پايهء سرير اعلى عرض مىنموده باشد و در هر باب به نحوى كه ثانى الحال از مصدر جاه و جلال مقرر گردد ، از آن قرار به عمل آرد . آقسقالان تركستان به شمول اين عنايات نمايان ، يك‌دل و هزار جان شده ، هريك به عطاى خدمتى كامياب و معزّز گشته و رخصت انصراف يافته ، همگى مقضى المرام و شادكام روانهء مقصد گرديدند .

در بيان مأمور شدن انزله خان نسقچىباشى به كمك اسماعيل خان حاكم خواف و از هم پاشيدن سلك جمعيت شاهرخ شاه به ميامن اقبال شاهنشاه حميده‌اوصاف

چون ارادهء فرمانده ابد و ازل و مشيت سلطان ممالك لم يزل ، به اعلاى لواى دولت