ملازمت رسيد و تدابير متنوعه در باب محو ساختن نقش آن تقصير مىانديشيد . از اتفاقات ناگهانى على خان قلعهچى - كه از جمله اعاظم امرا و عمدهء اعيان دولت شاهرخى بود - به حمام داخل قلعه رفت . اسماعيل خان از راه تملق درآمده چند رأس اسب به او تواضع نمود . خان مشار اليه التفات به آن نكرده كلمات كلفت خشونتآميز و سخنان درشت كنايهانگيز به زبان آورده ، از استحمام فارغ شده روانه اردوى شاهرخى گريد . اسماعيل خان از سلوك على خان بيشتر متوهّم و متوحش گشته ، به مجرّد برآمدن على خان دروب قلعه را محكم بست و راه آمد و شد ملازمان شاهرخى را بالكليه مسدود كرده ، در مقام تحصن نشست و چون مشار اليه پيش از اين نيز هميشه به وساطت وسايط و ترسيل عرايض محتوى بر اظهار ارادت و بندگى ، خود را از متوسلان دولت ابدمدت و بندگان راسخ العقيدت درگاه سلطان زمان وامىنمود و در سلك هواخواهان و فدويان صميمى انسلاك داده بود ، درين ولا كه با ملازمان شاهرخى او را مخالفت رو داد و كار صعب بر سر او افتاد ، عرايض مفصل مجدد مشتمل بر حقايق احوال كه شاهرخ شاه كور و نابيناى مطلق شده از كار فرمانروايى رفته است ، امراى خراسان از راه اغراض نفسانى او را دستآويز ساخته ، همراه مىگردانند و به سكنه امصار و بلاد اذيت و اضرار مىرسانند و در ميان سركردگان خراسان ، اتفاق و وفاق نيست ، در اين وقت اگر جمعى از افواج قاهرهء درگاه حضرت اعلى شاهى در اين صوب برسند ، فرق مختلفهء اين جمعيت سستبنيان خودبهخود متفرق و پريشان مىشود و فتح و نصرت نصيب اولياى دولت مىگردد .
در بيان مستاصل شدن امير خان سردار هرات و التجا آوردن مومى اليه با اعزه آنجا به درگاه آسمانسمات
چون اخبار حركت شاهرخ از مشهد مقدس به ارادهء كمك امير خان سردار هرات و ورود او به نواح قلعهرود و ملحق شدن مير علم با جمعيت اعراب به اردوى شاهرخ ، به مسامع حقايق مجامع ايستادگان پايهء سرير عرشنظير اعلى ، پىدرپى مىرسيد ، بعد از آن عرايض اسماعيل خان خوافى مشعر بر حقيقت محصور شدن او از افواج شاهرخى و نزول بوارق و حلول صواعق گلولههاى جانستان بر مفارق قلعگيان قلعهرود ، استدعاى