دوباره جلوس دادن شاهرخ بر تخت سلطنت نفاق در ميانه بود ، به رفاقت خان مذكور سر فرود نياوردند ، مگر دولت خان شادلو و محمد رضا خان و محمد حسين خان بادلو - كه قبل از اين ائتلاف مخفى با او داشتند و در اوقات ساعى بودن يوسف على خان به اعادهء دولت شاهرخى ايشان نيز خفيتا پيغام رفاقت مىدادند - با دستههاى خود در مشهد مقدس آمده و مواجب از يوسف على خان گرفته ، چند روز از براى تمشيت مدعا مرافقت نموده ، آخر به بهانهء اينكه تركمان به تاخت خانههايشان آمدهاند ، طريق مفارقت پيموده به اماكن و اوطان خود رفتند . بعضى از فرق جماعت اكراد سر به شورش و فساد برداشته مراعى و مواشى حوالى و حواشى ارض فيض قرين را تاخته ، مزارع و بساتين توابع آن سرزمين جنتآئين را خراب و پامال مىساختند . يوسف على خان كه جمعيت موفور و لشكر غيرمحصور فراهم آورده ، بر مواد قوت و زور افزوده بود ، دو سه بار با توپخانهء آتشبار و لشكر جرّار از شهر برآمده به جنگ پرداخت و آخر كار رايات غلبه به ميدان مبارزت افراشته آنها را مغلوب و پراكنده ساخت .
چون مهم عظيم - كه عبارت از مقابلهء جنود فرمانرواى هفت اقليم باشد - در پيش داشت ، به خاطر آورد كه اگر در آنجا كارى از پيش بردم و از سرچشمهء اميد آب خوش به كام دل خوردم ، قلع اين مادهء فساد آسان و سهل است و بالفعل آغشتگى به اين كار عبث بلكه حركت دور از عقل و نزديك به جهل است . يوسف على خان بعد انفصال اين قضيه ، قشون ايلات تركيهء اتك و بيات و مروى و جلاير و حوله و مشهدى و قليجى و يموت و تكه و كوكلان و سالور مجتمع ساخته و به تكثير سامان و سپاه پرداخته ، با لشكر كثير التعداد از پياده و سوار كه متجاوز از شصت و هفتاد هزار باشد ، در ركاب شاهرخ شاه از مشهد برآمده بر سر نيشابور رفته و احمد خان بيات ارومى را كه در ناقص كردن شاهرخ و نصب شاه سليمان رفيق و شريك مير علم خان بود و در زمان سلطنت شاه سليمان حكومت نيشابور - كه منصب موروثى او بود - در ازاى تقديم خدمت مذكور به دست آورده ، حكمرانى در آن ملك مىنمود و با سركردگان اروقى ايل و عشيرهء او دستگير نموده ، روانهء مشهد مقدس كرده ، حكومت الكاى مزبور به عباس قلى خان بيات مختارى - كه منازع و مخالف احمد خان بود - مفوّض داشته ، به عزم كمك امير خان از راه تربت حيدريه و محولات متوجه سفر دار السلطنهء هرات شد .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص١٤٦