خديو سپهرمنزلت ، سر به گريبان ادب و مسكنت مىدزدد .
اين مدعا را به تقرير وافى معروض داشته ، متعهد شد كه اگر سردار ممالك خراسان ، به دستور سابق به او تفويض و ارقام مطاعه و احكام لازم الاطاعه به سرفرازى كدخدايان اعراب و رؤساى ايلات و حكام ولايات خراسان ، مشعر بر اطاعت و انقياد مومى اليه ، از موقف عزّ و علا شرف اصدار يابد ، او نيز در ازاى اين موهبت تمامى اهالى مملكت ايران را راغب بندگى و دلنهاد خدمت اين دولت ساخته و ربقهء عبوديت ، به رقبهء كلّ سركشان انداخته ، هنگامى كه رايات عاليات وارد دار السلطنهء هرات شود ، با جمعيت نمايان آمده ، به اردوى همايون ملحق و مصدر خدمات و جانفشانى گردد .
هرچند بر دل الهاممنزل خديو ممالكگشا ، احوال او كما هو حقه ظاهر و هويدا بود و مىدانستند كه تعهدى كه مىكند ، به عهد خود ايفا نخواهد نمود ، اما چون دست اميد به ذيل عاطفت خديو بلنداقبال زده و از در تضرع و ابتهال درآمده بود ، بندگان اعلى به مقتضاى مروت جبلى و اقتضاى مصلحتسنجى و پاس خاطر عمدهء دولتخواه صميمى ، دست رد بر مسئول او نگذاشته و افعال شنيعهء ماضيه را كان لم يكن انگاشته و پاداش اعمال سابقهء او موقوف به وقت ديگر داشته و نظر رحم و شفقت به حال آن ملتجى مرتجى گماشته ، به مضمون
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
عمل نموده ، مومى اليه را ايمن و مطمئن ساختند و به عطاى سردارى خراسان كه منتهاى غرض و خلاصهء عرض او بود ، به علاوهء جانبخشى و امان مرحمت فرموده و جمعى از ملازمان بردرانى ركابى ، به رسم امداد به همراهى او مأمور نموده ، به اعطاى رخصت انصراف سراپا اعطاف ، قامت امتياز او را بين الاماثل و الاقران برافراختند كه در محال متعلقهء خود رفته ، سركردگان آنجا را موافق اقرار و تعهد خويش ، در حيطهء اطاعت بندگان آستان گردوننشان سازد و به نظم و نسق امور مملكت مفوضه از قرار واقع پردازد . مشار اليه حسب الحكم همراه غازيان بردرانى روانهء وطن شد . تتمهء احوالش در طى وقايع خراسان به معرض بيان خواهد آمد .
[ وقايع سال چهارم ]
وقايع سال چهارم كشورگشايى مهر سپهر كامكارى مطابق سال ايتئيل تركى موافق سنهء 1163 هجرى
چون آمد آمد افواج فروردين ، آوازهء قدوم سلطان بهار ، به خراسان روزگار انداخت و