يكى از متوسلان خاص خود را كه موصوف به حسن لياقت و صفاى عقيدت باشد و بعد از رسيدن به رتبه و دولت ، مصدر بىوفايى و معصيت نسبت به خداوند نعمت نگردد به روى كار آورده ، به درجه عزّ و اعتبار رساند و به مزيد مواد قوت و اقتدار روكش امراى اتراك و اكراد گرداند ، التماس او در پيشگاه عنايت و احسان عزّ قبول يافته سردارى مملكت خراسان موافق خواهش به او مفوض گرديد . رونق بيش از پيش در كارش به هم رسيد . دو سه هزار سوار و پنج شش هزار پيادهء تفنگچى از فرق خزيمه و لالويى و نخى و قاينى و تونى و ترينى و ترشيزى فراهم آورده ، در كمال خضوع و خشوع ليلا و نهارا به تقديم خدمت مىكوشيد و در سفر استرآباد ملازم ركاب بوده در بندگى و جانفشانى كوتاهى نورزيد .
بعد از گريختن ابراهيم خان و ظهور خلافانديشى امراى خراسان كه مير علم خان مأمور به محافظت و محارست دولتخانهء پادشاهى شد ، به اتفاق امير خان توپچىباشى و حاجى سيف الدين خان بيات و بعضى از سركردگان خراسان كمر به تقديم لوازم فدويت بسته ، تمام شب بيدار و از چهار طرف سرادق عظمتآثار سلطنت خبردار ماند .
نصف شب وقت معهود كه امرا ساعت كوچ در ميانهء خودشان قرار داده بودند ، با تمامى قشون و اهالى خراسان از اردوى شاهى كوچيده ، در اطراف سراپرده هجوم آوردند كه اگر توانند شاه را دستگير كرده به خراسان ببرند ، مير علم خان خزيمه امير خان توپچىباشى و غيره كه در دور دولتخانهء شاه كشيك مىكشيدند ، به مدافعه پرداختند و به آتشفشانى توپخانهء صاعقهبار و چابكدستى تفنگچيان برقكردار ، هيئت اجتماعى خراسانيان را متفرق و پريشان ساختند . اهالى خراسان دست كوشش خود را از صيد مدعا كوتاه ديده ، از سر اين طلب بىنيل مطلب راه اوطان پيش گرفتند .
صبحى كه پادشاه از پس پردهء سرادق عزّ و جاه برآمده عرصهء دربار را خالى از يساول و ريگا و جارچى ديد و مثل شاه انجم كه سحر بىخيل و حشم از خلوتكدهء كحلى خيم برآيد ، جلوهافروز بارگاه سلطنت گرديد و جمعى از اهالى عراق و آذربايجان و دستهء عرب و بيات خراسان را طلبيده ، به جاى گريختگان مأمور به سرانجام خدمات در خانهء دولتنشان گردانيد و مير علم خان خزيمه ، امير خان توپچىباشى و حاجى سيف الدين خان بيات و ديگر رؤساى خراسان را كه راه بىوفايى نپيموده ملازم ركاب سعادت بودند ، به اتفاق امراى آذربايجان و عراق احضار فرموده در باب عزيمت سفر
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص١١٤