تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
وحشت بسر مىبردند « 1 » » .

عقيدهء باطنيّه در مورد پيغمبران

پيغمبران در نظر باطنيّه ، رهبران سياسىاند كه خواسته‌اند با توسّل به معجزه كه در واقع حيله و تردستى ماهرانه‌يى بيش نيست ، خود را به عنوان آورندگان شرايع آسمانى بقبولانند ، هر پيغمبرى يك نفر وصى و جانشين دارد كه وظيفه‌اش تفسير و تعبير فرايض و محرّمات شرعى است كه با نفى آنها منتفى مىشود ، بطورى كه مثلا فريضهء نماز ، جاى خود را به فريضهء وفادارى به امام مىدهد ، زيارت قبور ائمّه جانشين حجّ مىشود ، روزه به حفظ اسرار فرقه ، تغيير شكل مىدهد ، افشاى اسرار ائمّه جانشين زنا مىشود ، بهشت به‌صورت لذّت دنيوى تغيير صورت مىدهد و جهنّم جاى خود را به انجام فرايض دينى مىدهد ، نتيجه‌اى كه بغدادى ، بر اساس كتاب السّياسة مىگيرد آنست كه باطنيان آن چه را اسلام حلال كرده ، حرام مىدانند و آنچه را حرام كرده حلال مىشمارند ، همانطور كه بعدا خواهيم ديد غزّالى كم و بيش نظر بغدادى را تأييد مىنمايد و باطنيان را نفىكنندهء هرگونه شريعت آسمانى و دشمن سرسخت اسلام مىشمارد . . . « 2 » باطنيان اعمّ از باطنيان مشرق و مغرب ، هدف و نقشهء واحدى داشتند ، مىخواستند نظام دينى و سياسى اسلام را واژگون كنند ، محرّك آنان در اين امر انتقام‌جوئى و سلطه‌گرى بود . بعضى ، باطنيان را مجوس و اخلاف زرتشتيان مىدانند گر چه خود را مسلمان معرّفى مىكنند ، ولى قصد واقعى آنان اين است كه با تفسير باطنى قرآن ( تأويل ) شرع را مطابق با اعتقادات مجوس تفسير نمايند . بعضى ديگر از فرقه‌شناسان برآنند كه باطنيان از سبائيان حرّان ، و حمدان بن قرمط يكى از آنان است . باطنيان معتقدات خويش را فقط به كسانى تعليم مىدهند كه سوگند ياد كنند كه آن عقايد را مخفى نگاه دارند . عده‌يى گويند باطنيان طرفدار اصالت مادّه هستند ( دهرى ) و به ابديّت مادّه اعتقاد دارند ، اينان پيامبران را نفى
هامش
( 1 ) . ناصر خسرو و اسماعيليان ، ترجمه يحيى آرين‌پور ، ص 140 . ( 2 ) . سياست و غزّالى ، ج 2 .