و احتياط افرادى از مردم را كه استعداد بيشترى داشتند با عقايد و افكار خود آشنا مىكردند ، آنها سعى مىكردند كه حس كنجكاوى مردم را برانگيزند و روح تحقيق و مطالعه را در آنها بيدار سازند ، همين كه دعاة مشاهده مىكردند كه شخص مورد تبليغ ، آمادهء پذيرش افكار آنها نيست فورا عقبنشينى مىكردند و سعى مىكردند كه بذر تبليغات را در مزرع مناسبى بكارند ، در ضمن تبليغات ، مبلغين اسمعيلى به مردم مستعد مىگفتند كه اداى ظاهرى فرائض دين از نماز و روزه و حج و زكات در صورتى كه به معانى روحانى آن پى نبرند چندان ارزشى ندارد « اگر مستمع از خود كنجكاوى نشان دهد و معلوم شود شوق بيشترى به درك معانى دارد آنگاه داعى به توضيح مطلب مىپردازد ، ولى كلام خود را در وسط مباحثه قطع مىكند و مىرساند كه اسرار الهى را فقط نزد كسانى مىتوان فاش ساخت كه سوگند وفادارى نسبت به امام زمان . . . ياد كرده و ثابت كرده باشند كه شايستگى درك اين معانى را دارند . در واقع نخستين وظيفهء داعى ( يعنى مبلّغ و دعوتكننده ) بيشتر آنست كه نومريد به درستى عهد و پيمان خود قسم ياد كند و ملزم شود در اوقات معين وجوهى منظّما بپردازد » .
براى برانگيختن حس كنجكاوى نومريدان معمولا سئوالاتى از اين قبيل مطرح مىكردند :
1 - چرا عالم را خداوند در 7 روز خلق كرد و حال آنكه مىتوانست بآنى خلق كند ؟
2 - حقيقت عذاب جهنّم چيست ؟
3 - هفت دروازهء آتش جهنّم و هشت دروازهء بهشت كدام است ؟
4 - چرا هفت آسمان و هفت زمين آفريده شده ؟
5 - معناى اين حرف فلاسفه چيست كه مىگويند انسان ، عالم صغير يا خلاصهء عالم است و عالم طبيعت ، انسان كبير است و اين حرف را چرا از بديهيّات اوليه مىدانند ؟
راه پذيرش عضو
پس از طرح سؤالات و مسائلى از اين قبيل دعاة به مستمعين خود چنين