تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
فتوايى مشابه اين ، نيز به وسيلهء فقهاى بلخ در سمرقند ايراد گرديد . . . » « 1 » . « ناصر خسرو سيماى اسماعيلى خود را در ديوان اشعار خود آشكار ساخته است ، اسماعيليان معتقدند ، كه قرآن و شريعت را تفسير باطن يعنى « تأويل » بايد كرد و فقط خاندان علىاند كه مىتوانند عهده‌دار تأويل شوند و حديثى از پيغمبر نقل مىكنند كه فرموده است كه من صاحب تنزيل و على صاحب تأويل است و به همين مناسبت اسماعيليّه ، اهل تأويل خوانده مىشوند . فقهاى اهل سنّت تأويل اسماعيلى را قبول نداشتند ، « ابن تيميّه » مىگويد اينان تحريف كلمه از مواضع خود مىكنند و نام آن را تأويل مىنهند . ناصر خسرو در تأويل صلوة مىگويد : معنى ظاهر صلوة پرستش خداست به جسد به اقبال به سوى قبلهء اجساد كه آن « كعبه » است خانه خداى تعالى به مكه ، و تأويل باطن صلوة پرستش خداى است به نفس ناطقه به اقبال بر طلب علم كتاب و شريعت سوى قبله ارواح كه آن خانهء خداست ، آن خانه كه علم خداى اندروست و آن امام حق است ( ع ) و گاهى از تأويل تعبير به « رمز » و « مثل » مىكند ، در مورد عيسى گويد :
قول مسيح آنكه گفت زى پدر خويش * مىشوم ، اين رمز بود پيش افاضل عاقل دانست كو چه گفت ، و ليكن * رهبان گمراه گشت و هرقل جاهل
. . . و دربارهء اينكه خاندان پيغمبر رمزگشاى دين و تأويل‌گزار حقيقى هستند ، گويد :
اين همه رمز و مثلها را كليد * جمله اندر خانهء پيغمبر است گر به خانه در ، ز راه در شويد * اين مبارك خانه را ، در حيدر است
مقدسى مىگويد : اسماعيليه را باطنيّه مىگويند زيرا ظاهر قرآن را به باطن برمىگردانند ولى ابن خلدون گويد به جهت آنكه آنان ، به امام باطن يعنى امام مستور و پنهان اعتقاد دارند ، ناصر خسرو به همين مناسبت مخالفان خود را ظاهرى خطاب مىكند . » « 2 »
هامش
( 1 ) . فرقهء اسماعيليه ، پيشين ، ص 249 . ( 2 ) . دكتر مهدى محقّق ، 20 گفتار . . . ، ص 294 به بعد .