تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
مذهب آنان با گذشت زمان و تكامل اوضاع اجتماعى و اقتصادى ، در هر عصرى قابل دوام باشد و بتواند با هر شرايط و اوضاع و احوال جديدى خود را همآهنگ كند ، و ظاهرا بر اساس اين فكر فلسفى و اجتماعى است كه مىبينيم اسماعيليان در مراتب و درجاتى كه براى سران خود قايل بودند به « ناطق » يعنى بزرگترين پيشواى فكرى و اجتماعى خود اجازه مىدادند كه « واضع شرع جديد » و در عين‌حال « ناسخ شرع قديم » باشد و اين نيروى تحرك و تغيير ، به كيش اسماعيليه اجازه مىداد كه مذهب را به‌صورت تابعى از اوضاع اقتصادى و اجتماعى و فكرى زمان درآورد . ناصر خسرو در سفرنامهء خود ضمن توصيف لحسا مىنويسد : « . . . گفتند سلطان آن ، مردى شريف بود و آن مردم را از مسلمانى باز داشته و گفته بود : نماز و روزه از شما برگرفتم ( همان كارى كه على ذكره السّلام در سرزمين الموت كرد ) و دعوت كرده بود كه مرجع شما جز با من نيست و نام او ابو سعيد بود و همو گفته بود : « . . . نماز نكنند و روزه ندارند و ليكن بر محمّد مصطفى ( ص ) و پيامبرى وى مقرّند . . . وصيت كرده است فرزند خود را كه : رعيّت را به عدل و داد دارند و مخالفت يكديگر نكنند . . . و در شهر لحسا مسجد آدينه نبود و خطبهء نماز نمىكردند . . . ولى اگر كسى نماز كند او را باز ندارند . . . هرگز شراب نخورند . . . » . در ايران پس از آنكه پيروان فرقهء اسماعيلى ( نزاريان ) اهميّت و اعتبارى كسب كردند ، علما و فقهاى سنّى به جنگ با آنان برخاستند تا جائى كه مرد پژوهندهء محقّقى چون غزّالى « . . . تحت تأثير رعب و خوف عهد خويش . . . تمام اسماعيليان را ملحد و بىدين و مستحق مرگ شمرد ، مگر آنكه توبه كنند . اين فتوى ، كودكان را نيز كه پدر و مادرشان آنها را به مذهب اسماعيلى بار آورده بودند شامل مىشد . فقيهان بعدى در فتاوى و احكام خود عليه اسماعيليان در اغلب موارد خشن‌تر و سنگدل‌تر بودند . . . در حدود سال 577 ( 1181 ميلادى ) از فقهاى سمرقند سؤال شده بود كه با اسماعيليانى كه قصد توبه دارند چگونه بايد رفتار كرد ، ملايمترين جواب‌ها اين بود كه بايد تمام كسانى را كه گمراه ساخته و بدين خويش درآورده‌اند بدين اسلام برگردانند ( يعنى بايد رفقايشان را لو بدهند ) ولى عموما توبهء فرد اسماعيلى پذيرفته نمىشد و چاره‌يى جز مرگ نبود . به اين دليل كه صريحترين اظهارات ، ممكن بود در انديشهء مرد اسماعيلى ، قابل تعبير به معناى مغايرى باشد ،
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 85 | مرتضى راوندى