هر كه بر تنزيل بىتأويل رفت * او به چشم راست ، در دين اعور « 1 » است
مشك باشد لفظ و معنى بوى او * مشك بىبو اى پسر خاكستر است
مرنهفته دختر تنزيل را * معنى و تأويل حيدر زيور است
مشكل تنزيل بىتأويل او * بر گلوى دشمن دين خنجر است
اى گشايندهء « 2 » در خيبر ، قران * بر گشايشهاى خوبت خيبر است
علاوه بر اين ، طرفداران تأويل براى به كرسى نشاندن نظريّات خود به سيزدهمين آيهء سورهء « حديد » قرآن استناد مىجستند كه
« باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ »
[ يعنى درونش پر از رحمت است و ظاهرش رو به جانب شكنجه و عذاب دارد . ] و با اين مقدمات زمينه را براى تأويل آيات فراهم و دست خود را براى تبليغ نظريات جديد باز مىگذاشتند ، هاجسن مىگويد :
« . . . اسماعيليان از آيات قرآنى و احاديث و احكام شرعى و اعمال عبادات ، تأويلات غريبى مىكنند . . . به نظر آنها شريعت را ظاهر و باطنى هست ، غرض شارع باطن شريعت است نه ظاهر آن و خداشناسى جز به دانستن بواطن احكام وى ميسّر نيست . . . تو نيز اگر خواهان دانستن بواطن و حقايق امور هستى بايد پيمان كنى كه آنچه بر تو گويم در نزد كسى باز نگوئى و افشاى راز نكنى . . . اسماعيليان به بهشت و دوزخ جسمانى قايل نيستند و براى مبتديان ، اين كلمات را به معنى معمول و معروف آنها تفسير مىكنند ؛ خود معتقدند كه « بهشت ، حقيقت عقل است » . و در بهشت ، رسول است اندر زمان خويش و وصى اوست اندر مرتبت خويش و امام روزگار است اندر عصر خود . . . و دليل آريم بر آنكه عقل ، بهشت است بدانچه گوئيم مردم را همه راحت و آسانى و ايمنى از عقل كلّ است ، نبينى كه مردم كه از عقل كلّ نصيب يافتهاند چگونه رنج و شدّت و ناايمنى بر ستوران افكندهاند كه ايشان را عقل نيست . . . پس چون بر اين مقدار عقل جزوى كه مردم از ايزد تعالى نصيب يافتهاند چندين رنج از ايشان برخاسته است ، دليل آيد اين حال بر آنكه عقل كل ، بهشت به حقيقت است كه همهء نعمتها در راحتها اندر عالم از اثر او پديد همى آيد . . .
( وجه دين ، ناصر خسرو ، ص 34 و 33 ) . « پس درست شد كه بهشت اندر حدّ قوهء
هامش
( 1 ) . كور .
( 2 ) . مراد على ( ع ) است .