عموى پيغمبر با شيعيان همداستان شده ، به تبليغات وسيعى عليه بنى اميه مشغول شدند و نمايندگانى براى تبليغ نظريات خود به ممالك اسلامى اعزام داشتند و مخصوصا براى جلب موافقت اكثريت ، وعده كردند كه از ميزان مالياتها بكاهند و براى ملل تابع اسلامى حقوق سياسى و اقتصادى بيشترى ملحوظ دارند .
اسمعيليان ( قرمطيان ) يك جريان مذهبى در داخل شيعيان بودند و فرقى كه اين جماعت با شيعيان داشتند اين بود كه اينها بجاى 12 امام فقط به 7 امام قائل بودند .
آقاى تقىزاده در مقدّمهء محققانهيى كه بر ديوان قصايد و مقطعات ناصر خسرو نوشته است اصول عقايد اسمعيليه را بدين نحو بيان كرده است :
« مذهبى كه پيروان آن در كتب ملل و نحل و تواريخ و سير به اسامى و عنوانات مختلف اسمعيلى ، باطنى ، قرمطى ، فاطمى ، و شيعهء سبعيّه و به اصطلاح دشمنان آنها ملاحده ذكر مىشود ، شعبهيى از مذهب شيعه بوده كه فقط به 7 امام قائل بودند ، يعنى از ائمه 12 گانه شيعه اثنى عشرى فقط تا امام جعفر صادق ( ع ) را معتقد بودند و پسر وى اسمعيل را امام هفتم دانسته و دوره امامان را با وى ختم شده مىدانستند و پسر اسمعيل مزبور ، محمد را قائم موعود مىپنداشتند و پس از وى امامت را در اولاد او به ترتيب مخصوصى قائل بودند ، مؤسسّ اين طريقه خود محمد بن اسمعيل ، ولى مروّج و مجدّد و بلكه در واقع مؤسس حقيقى شالودهء آن عبد اللّه بن ميمون القداح بود كه خلفاى فاطمى ، خود را از اعقاب او مىدانستند . . .
در اسلام حضرت رسول ( ص ) را ناطق و حضرت على ( ع ) را اساس و امام حسن و حسين و زين العابدين و محمّد باقر و جعفر صادق و پسر او اسمعيل را ائمه 7 گانه آن دور دانسته ، محمد بن اسمعيل را قائم و خلفاى فاطمى را جزء امامان دور قائم دانند و هر امام را 12 حجّت و هريك از حجّتها در منطقه مخصوصى از روى زمين حكم و مأموريت دعوت و سرپرستى شيعه و بقول ناصر خسرو ( شبانى رمه ) را داشتند ، كه اين منطقه را جزيرهء او مىناميدند و در زير حكم هر يك از حجتان 30 نفر داعيان بودند و هر يك از داعيان نيز مأذونانى در زير حكم خود داشتند كه به دعوت عامه اشخاص و در واقع اهل استعداد از مسلمين مشغول بودند . . .
اسمعيليّه به تأويل قائلند و آيات و احاديث و احكام شرع را چنان كه ذكر آن گذشت تماما تأويل مىكنند و منكرين تأويل و پيروان ظواهر شريعت و تنزيل را ظاهرى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٩