« هر امامى دوازده حجّت داشت كه چهار نفر آنان هميشه ملازم خدمت بودند ، و هفت نفر مأمور جزاير سبعه ( 7 اقليم ) بودند . در زير حكم هريك از حجّتان ، سى نفر داعى بودند و هريك از داعيان نيز عدّهيى « مأذون » در زير فرمان داشتند . كه به دعوت مردم به كيش اسماعيلى ، اشتغال داشتند مأذونان و داعيان اسماعيلى در ترغيب و دعوت مردم به كيش خود مراتبى قايل بودند و در هر مرحله چيزهائى به شخص « مدعوّ » تعليم مىكردند ؛ تا از تعليم خود در مرتبهء نخست نتيجهء مثبت نمىگرفتند به مرتبه بعد شروع نمىكردند . » « 1 » مبلغين اسماعيلى سعى مىكردند كه تازهواردان را به تفكّر و تعقّل وادارند و اشخاص خشك و جامدى را كه حاضر به قبول افكار نو و تبعيّت از عقل و استدلال نبودند به حال خود مىگذاشتند ولى به آنان كه پيرو عقل بودند و حاضر مىشدند كه در صحّت معتقدات آبا و اجدادى خود شك و ترديد روا دارند ، مىگفتند : همانطور كه در عالم جسمانى ظاهرى هست و باطنى ، در عالم دين هم ظاهر و باطنى در ميان است و غرض شارع بواطن احكام است نه ظواهر آن ، زيرا شك نيست كه باطن امور ارجمندتر از ظواهر آن است ، عمل كردن به ظواهر ، فعل ستوران است و هركس باطن سخن خداى تعالى و شريعت رسول نداند او از دين چيزى نمىداند و در عالم دين مقام و مرتبهيى ندارد و پيامبر از او بيزار است ، آنان كه به ظواهر عمل مىكنند نادانند زيرا « نادانتر از آن كس نباشد كه كارى همى كند كه معنى آن را نداند » . ( وجه دين ، ناصر خسرو ، گفتار دهم ) .
به اين ترتيب فرقهء اسماعيليّه به تاويل احاديث و آيات مىپرداختند و ظاهر را اساس نمىگرفتند و براى اثبات نظريّات خود اين حديث نبوى را مىخواندند : « انّ هذا القرآن انزل على سبعة احرف لكلّ حرف آية منها ظهر و بطن » . [ يعنى : اين قرآن به هفت حرف نازل شده و براى هر حرف آيتى است و هر آيه را درونى و برونى . ] در مفاتيح الغيب ملاصدرا ضمن توصيف قرآن چنين آمده است : « . . . پس در هر حرفى از حروف قرآن هزاران رمز و اشاره و غنج و دلال از براى قلوب اهل حال است . . . » « 2 » همچنين ناصر خسرو به ارزش « تأويل » اشاره مىكند :
هامش
( 1 ) . فرقهء اسماعيليّه ، اثر هاجسن ، ترجمهء بدرهاى ، مقدّمه ، ص 21 .
( 2 ) . دكتر مهدى محقّق ، 20 گفتار در مباحث علمى و فلسفى ، ص 146 .