در آن است پيروى كنيد و اگر گروه ديگر نخواستند موضوعى را كه مسلمانان بر آن فراهم شدهاند بپذيرد ، آنها را بكشيد . . . » « 1 » سرانجام چون كار با مشاوره و گفتگو حل نشد عبد الرحمن با عثمان كه خويشاوند وى بود بيعت كرد و پس از گفتگو و مشاجرهيى كه در ميانه رفت كار عثمان استقرار گرفت . عثمان پس از زمامدارى به شرحى كه در جلد دوم تاريخ اجتماعى ايران به تفصيل يادآور شديم به كلى از سيره و روش حضرت رسول و حتى از راه و رسم ابو بكر و عمر منحرف گرديد و خويشان و دوستان خود را به مقامات مهم برگزيد و دست آنها را در تعدّى و تجاوز و اسراف در بيت المال بازگذاشت . تذكرات مكرر مسلمانان مآلانديش ، در مزاج او مؤثر نيفتاد و وساطت على ( ع ) در حفظ آرامش به جائى نرسيد تا آنكه عثمان به دست مخالفان كشته شد الوردى مىنويسد : « معاويه از كشته شدن عثمان كمال استفاده را برد و هيچ پيراهنى را تاريخ مانند پيراهن عثمان به خود نديده كه مؤسس دولتى شود ، معاويه كه شرح فجايع و قانونشكنيهاى او مستغنى از توصيف است ، پيراهن عثمان را روى منبر گسترد ، مردم دورش جمع شدند ، معاويه گريه و زارىكنان فرياد مىزد : « واعثمانا ، اى امامى كه مظلوم كشته شدى ! » قرآن مىگويد :
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً »
.
يعنى : هركس به ظلم كشته شود ، ما براى ولى او حقى قائليم ولى نبايد در كشتار زيادهروى كند ، او پيروز است . معاويه از اين آيه تا حدى كه مىتوانست سوء استفاده و آن را ميان مردم شام منتشر كرد و گفت من متولى خون عثمان بىگناه ! هستم و به يارى خدا پيروز خواهم شد ، اتفاقا پيروز هم شد » . « 2 » پس از خلافت عثمان در اثر فتوحاتى كه نصيب مسلمين شده بود و در نتيجهى سرازير شدن سيل غنايم ، مردم كمابيش مادى و فاسد شده بودند و حتى عدهيى از مهاجرين و انصار سخت دلباختهى مال و جاه بودند ، على در چنين شرايطى زمام امور را در دست گرفت ، عدهيى از روى صفا و حسن نيت و جمعى به اميد احراز مقامات عاليه با او بيعت كردند ، روى كار آمدن على ( ع ) موجب نگرانى بنى اميه و طرفداران عثمان گرديد ؛ آنها كه از صراحت و تقوا و پيروى او از روش و سيرهء پيشواى اسلام با خبر بودند
هامش
( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، پيشين ، ص 267 ( به اختصار ) .
( 2 ) . دكتر على الوردى ، نقش وعاظ در اسلام ، ترجمهء محمد على خليلى ، ص 176 به بعد .