مبارزهء اهل سنّت و اشاعره با پيروان مذاهب ديگر
تفتيش و تحديد عقايد و افكار ، مبارزه با اهل تشيع و معتزله از آغاز تسلّط تركان معمول گرديد و اين سختگيرىها نسبت به عموم اديان خارجى مانند يهود و نصارا و مجوس ، نخست از دار الخلافهء بغداد و بعد در ديگر بلاد مهم ايران معمول گرديد و كار به جائى رسيد كه « همهء اهل ذمّهء بغداد مجبور شدند لباس عسلى بپوشند و بر زينهاى چوبين سوار شوند و كلاهى خلاف رنگ كلاه مسلمانان بر سر نهند » . در اين سختگيرىهاى مذهبى ، اهل سنّت مخصوصا امام احمد بن حنبل پيشقدم بود و با دادن فتواهاى سخت زندگى را بر شيعيان و معتزله بيش از پيش دشوار گردانيد و كار به جايى رسيد كه حنابله بر خلاف مبانى شرع و عرف به تفتيش منازل پرداختند و هرجا از كتب علمى و فلسفى و آلات طرب و شراب اثرى مىيافتند از بين مىبردند ، به طورى كه غالب معتزله ناچار شدند از منطقهء نفوذ تركان خارج شوند و به قلمرو آل بويه روى آرند ، نتيجهء اين سختگيرىها اين شد كه چون ديالمه به بغداد دست يافتند ، علىرغم اهل تسنّن به اقامه مراسم دينى شيعيان پرداختند و در اين كار ، راه افراط رفتند به طورى كه همواره بين پيروان دو مذهب جنگ و جدال بود .
با شكست معتزله ، بازار بحث و جدل رو به كسادى نهاد و با ظهور اشاعره تعبّد و تقليد و تسليم به قضا و قدر و تقليد از آراء گذشتگان جاى منطق و استدلال را گرفت .
به اين ترتيب اهل حديث و سنّت ضربتى جبرانناپذير به پيكر تمدّن و فرهنگ اسلامى وارد كردند . پيشواى اشاعره ابو الحسن اشعرى از اعقاب « ابو موسى اشعرى » بود كه در سال 260 هجرى متولّد شد ؛ وى كه دشمن بىامان معتزله بود عقيده داشت كه ايمان عبارت است از تصديق به قلب ، هركس قلبا به وحدانيّت خدا و گفتههاى پيغمبران اقرار و اعتراف كند ، ايمان او درست است . « صاحب گناه كبيره اگر بدون توبه بميرد حكم او با خداست ، يا او را به رحمت خود مىآمرزد يا به شفاعت پيغامبر مىبخشد يا به مقدار جرمش عذاب مىكند ، امّا اگر توبه كند آمرزيدن او بر خداوند واجب نيست ، زيرا خداوند موجب است و چيزى بر او واجب نمىشود . . . خداوند ، مالك خلق خود است ، آنچه مىخواهد مىكند و به هرچه اراده كرد فرمان مىدهد .