در آذربايجان ، ماوراء النهر و عراق زندگى مىكردند و هميشه بين آنان و مسلمانان جنگ و ستيز بود ؛ در قرن چهارم و پنجم هجرى شمارهء يهوديان نيز در ايران فراوان بود ، چنان كه در همدان 30 هزار و در اصفهان 15 هزار و در شيراز 10 هزار يهودى زندگى مىكردند و هميشه پيروان يهود در ايران به نصارا فزونى داشت . از دوره متوكّل به بعد چنان كه قبلا نيز متذكّر شديم بازار تعصّبات مذهبى گرم شد و گاه در نيشابور ، سيستان ، سرخس ، رى بين پيروان مذاهب يا بين فقها و صوفيّه و ساير آزاد فكران ، جنگهاى خونين درمىگرفت . متوكّل اوّلين خليفهء جامدى است كه مردم را از فكر و انديشه بازداشت و به مردم دستور داد كه راه تسليم و تقليد پيش گيرند و در مسائل دينى و دنيايى بحث و جدل نكنند ، ولى در ايران كه « آل بويه » و سامانيان قدرت داشتند ، معتزله و آزادانديشان در نشر آراء و عقايد و انتشار كتب و رسالات آزادى عمل داشتند ولى پس از آن كه تركان روى كار آمدند ، از روش ظالمانهء خلفا پيروى كردند و در ايران نيز آزار معتزله و تحديد عقايد و افكار آغاز شد . محمود كه سنّى حنفى متعصّبى بود ، پس از فتح رى به القادر خليفهء عباسى مظالم و بيدادگرىهاى خود را به نام اشاعهء دين اعلام مىكند و از جمله مىنويسد :
« . . . ديالمه در حالى كه به گناهان خود معترف و به كفر و رفض خود مقّر بودند ، تسليم شدند و من كار ايشان را به فقها بازگذاشتم و آنان چنين فتوى دادند كه اين قوم از دايرهء طاعت احكام الهى قدم بيرون نهاده و به فساد روى آوردهاند و قتل و قطع و نفى آنان به مراتب جناياتشان واجب است . . . وصف كيفرهاى وحشيانهيى را كه محمود و حاجب او به فرمان وى در رى در حقّ ديگر فرق مذهبى روا داشتهاند ، فرّخى در مدح محمود در قصيدهيى آورده است كه مطلع و چند بيت آن را مىآوريم :
اى مَلِك گيتى ، گيتى تراست * حكم تو بر هرچه تو گوئى ، رواست
مُلكِ رى از قرمطيان بِستَدى * ميل تو اكنون به منا و صفاست
دار فرو بردى بارى دويست * گفتى كاين در خور خوى شماست
هركه از ايشان به هوى كار كرد * بر سر چوبى خشك اندر هواست
بس كه ببينند و بگويند كاين * دار فلان مهتر و به همان كياست
صاحب كتاب مجمل التواريخ و القصص نيز به تفصيل شرح خونريزىهاى