وسيله كسب عزّت و افتخار كرد . » « 1 »
دفاعيّات افشين مؤثّر نيفتاد و به دستور المعتصم او را از گرسنگى هلاك كردند و پس از چندى جسد او را ميان مقتل بابك و مازيار به دار آويختند .
با وجود فشار حكومت عبّاسيان ، بسيارى از ايرانيان و اعراب آزادانديش آن عصر ، بدون اينكه از خطر مرگ بيمى به خود راه دهند عقايد و نظريّات خود را اظهار مىكردند كه از آن ميان به ذكر نام عبد اللّه بن مقفّع ، ابن ابى العوجا ، صالح بن عبد القدّوس اكتفا مىكنيم كه جملگى به گناه الحاد و آزادانديشى به دست خلفاى عبّاسى كشته شدند . با اينحال گوستاولوبون فرانسوى عقيده دارد كه از قرن هشتم تا دهم ميلادى يعنى در دورهيى كه اروپا در آتش جهل و تعصّب مىسوخت ، در ممالك اسلامى بازار علم و دانش بىرونق نبود و اهل علم در ابراز عقايد مذهبى و فلسفى چندان محدود نبودند ، تا جائى كه « در اكثر مباحثات دينى و علمى بغداد ( در عصر مأمون ) نمايندگان هر مذهبى از يهود و نصارى و هنود و گبر و دهرى شركت مىجستند . . . تمام نمايندگان فرق مذكور با كمال آزادى ، نطق مىكردند و بيانات هركدام با كمال تأمّل و غور شنيده مىشد و فقط تقاضايى كه از آنها مىشد اين بود كه مراقب باشند در بيانات خود به مدارك و اسناد مذهبى توسّل نجويند ، بلكه مباحثاتشان متكى به دلايل و براهين عقلى و منطقى باشد . » « 2 »
در طول تاريخ ، مكرّر جنگهاى اقتصادى و سياسى بين ملل ، بهصورت جنگهاى مذهبى تظاهر كرده است . از اواسط قرن سوّم هجرى بر فرق اسلامى ، فرقهيى ديگر به نام « كراميّه » افزوده شد كه پيروان ابو عبد اللّه محمّد بن كرام سجستانى بودند . اين فرقه كه اعتقاد به تجسّم خدا داشتند ، در غور و باميان ، طرفداران زيادى پيدا كردند و به جنگ با رافضيان برخاستند . در آغاز قرن پنجم هجرى كار مبارزه با رافضيان شدّت گرفته بود تا جائى كه معتقدين به اين فرقه را « از اماكن متفرق و از شهرهاى مختلف ، همه را به درگاه مىآوردند و بر دار يا سنگسار مىكردند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 19 .
( 2 ) . مأخوذ از تاريخ عرب و اسلام ، اثر دكتر گوستاولوبون فرانسوى .
( 3 ) . ترجمه تاريخ يمينى .