نگرفت ، فرمان داد تا او را آنقدر تازيانه زدند كه بيهوش افتاد و پوست بدن او برامد ، و چون از اعتراض پيروان امام حنبل بيم داشت از كشتن او صرفنظر كرد ، و دستور داد تا او را حبس كردند .
همچنين در مورد مأمون كه آزادمنشترين خلفاى عبّاسى است ، مىگويند كه « وى شنيده بود كه 10 نفر در بصره زيست مىكنند كه به كيش مانى ، و به نور و ظلمت معتقدند ؛ آنها را نزد خود احضار نمود ، يكيك را خواند و امتحان كرد ، از هركه پرسيد دين تو چيست ، گفت اسلام ، چون صورت مانى را به آنها نشان داد و وادارشان كرد به آن تف بيندازند ، خوددارى كردند ، مأمون دستور داد جملگى را بكشند . »
خلفاى اوّليه عبّاسى نسبت به يهوديان و مسيحيان احترام مىگذاشتند ، ولى متوكل با آنان از در دشمنى درآمد ، « فرمان داد قباهاى زرد رنگى بر تن كنند و كلاه و كمرى به سبك فرومايگان داشته باشند . فقط بر قاطر و خر سوار شوند و ركابى چوبين و پالانى به طرح عجيب اختيار كنند و به در ورودى خانههاى خود تصاوير شيطان بياويزند . كليساها و معابد جديد البناى آنها را ويران ساختند و بهصورت مسجد درآوردند ، حكم شد قبورشان همسطح زمين باشد ، از گرد آمدن در كوى و برزن و نشان دادن علامت صليب ممنوع شدند و اطفالشان مجاز نبودند نزد معلّمين مسلمان نوشتن عربى و تعليمات ديگر فراگيرند . » « 1 »
محاكمهء افشين - گناه اوّل افشين
يكى از محاكمات مذهبى و سياسى اين دوره ، محاكمهء افشين سپهسالار كلّ لشكرهاى معتصم است . اين سردار ايرانى ، پس از آن كه بابك خرمدين را از پاى درآورد ، مخالفين به نام تمرّد و توطئه عليه حكومت عبّاسى وى را به دادرسى خواندند . در جريان محاكمه ، نخست ، مؤذّن و امام جماعت مسجد ، افشين را متّهم كردند كه به آنها تازيانه زده است ؛ وى به نام دفاع گفت طبق قراردادى كه با حاكم محلى سغد منعقد شد ، مقرّر بود كه رعاياى وى در كيش و آئين خود آزاد باشند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيّات ايران ، ادوارد براون ، ج 1 ، ص 490 به بعد .