و در دورههاى بعد فرض قواى طبيعت و خدايان مخصوص به آنها ، . . . مولود احتياج و عجز بوده است ، يعنى : « ترس و احتياج ، مادر هر مذهب است . » وقتى خدايان از عهدهء رفع بدبختىها برنمىآيند ، طبقهء مؤبدان براى حفظ حرفت و ممّر معاش خود ، بهانههايى مىتراشيده و مىگويند قربانى به خوبى انجام نشده ، يا آنكه خدايان پاداش آن را براى دنياى ديگر نگاهداشتهاند . . . ولى عقايد مذهبى دائما با تغيير اوضاع مادّى تغيير مىكند ، دورهء خدايان و نيمهخدايان و اعصار پهلوانى به ظهور مىرسد . . . كمكم خدايان متعدّد زمين به خداى واحد آسمانى ( توحيد عددى ) مبدّل مىگردد ، و مذاهب موحد ، از قبيل زرتشتى ، يهودى ، عيسوى و اسلام و غيره و عقايد فلسفى تازهيى تحت تأثير زندگى مادى به ظهور مىرسد . . .
مذاهب جديد نيز با گذشت زمان و تأثير اوضاع اقتصادى و اجتماعى بهدست امثال لوتروكالون اصلاح مىشوند ، غيبگوئى و سحّارى محدود مىشود ، خدا فقط يكى است و همهجا هست و ما فوق افكار بشرى مىباشد ، مذهب در اين دوره پناهگاه مجهولات و مبهمات مىشود ، و موجب تسلّى خاطر يك دسته مضطرب مىگردد .
مذهب ، در طول تاريخ ، موجب بروز اختلافات و جنگهاى شديدى بين پيروان فرق مختلف گرديده است ، تا سرانجام ، از بركت رشد علوم و بالا رفتن سطح فرهنگ و دانش عمومى به تدريج عقل و منطق بر جهل و جمود غلبه كرده است ؛ يعنى پس از آنكه ميليونها نفر از نفوس بشرى در طى قرنها در نتيجهء تعصّبات مذهبى يا عدم تحمّل عقايد ديگران در خاك و خون غلطيدند ، در پايان دوّمين جنگ جهانى پس از پيروزى دموكراسى برفاشيسم ، در اعلاميهء حقوق بشر آزادى مذهب و عقيده ، به عنوان يكى از حقوق و آزادىهاى مسلّم بشرى به رسميّت شناخته شد و روزولت رئيس جمهور آمريكا در انتظار روزى بود كه آزادىهاى چهارگانه زير ، يعنى : « آزادى بيان ، آزادى مذهب و عقيده ، آزادى از نيازمندى و آزادى از بيم و هراس . . . » « 1 » براى عموم افراد بشر در سراسر جهان عملى و اجرا گردد .
هامش
( 1 ) . از كتاب روابط بين المللى از قديم الايّام تا سازمان ملل متّحد ، تأليف دكتر متين دفترى .