را براى خود ايجاد مىكند ، و با رشتههاى مختلف هنر ، از ذوق خود افاده و استفاده مىنمايد .
در اينجا اگر درست دقت كنيم ، ريشهء اصلى صنايع مستظرفه بر ماديّات قرار مىگيرد ، مثلا اگر شخصى از يك پرده نقاشى كه چمن و باغ را نشان مىدهد لذّت مىبرد و يا از تصوير يك حيوان مهيب مىترسد ، دليل اين است كه « اصل » كه خود چمن يا حيوان مهيب باشد با زندگى رابطه دارد ، علاوه بر مذهب ( كه دنبالهء آن به عقايد فلسفى و علمى منجر مىشود ) و هنرهاى زيبا ( كه پايهء آنها بطور غيرمستقيم بر روى ماديّات است ) روح ، يك سلسله تجليّات ديگر نيز دارد كه مستقيما از زندگى مادّى نتيجه مىشود ، مانند امور عملى ؛ كشاورزى ، تجارت ، تكنيك و طب و علوم اجتماعى . . . مذهب و دنبالهء آن كه عبارت از عقايد فلسفى مىباشد ، به نوبهء خود از مجموعهء تئورىهاى علمى ( مخصوصا علوم طبيعى ) نتيجه مىشود ، يعنى اگر از نظر علوم جديد دقّت كنيم ، ديگر علم مستقلّى بهنام فلسفه وجود ندارد و اصل كلّى رابطهء علّت و معلول عمومى ، ديگر براى فلسفهبافى محلّى آزاد نمىگذارد .
غير از علوم و هنرهاى زيبا كه براى رفع حوايج مادّى اوليّه است ، قوانين و نواميس اجتماعى و اخلاق نيز براى حفظ منافع مادى و تعيين روابط افراد نوع بشر ، در هيأت جامعه با يكديگر است .
علوم و اديان
مذهب از ابتدا براى كمك به روح بشر بوده ، خواه براى نفوذ در ميدان تاريك حقايق و خواه براى تسلّى از صدمات طبيعت كه بشر ساده براى فهم و بر طرف كردن آنها قادر نبوده است . يكى از عوامل مهمّ ظهور عقايد مذهبى اين است كه بشر اوليّه روح را مستقل از بدن فرض مىكرد و مردن يعنى باقى ماندن جسم و رفتن روح ، اين عقيده را تقويت مىكرد . . . » « 1 » .
اعتقاد به خدايان ، كه هريك براى يكى از قواى طبيعت بود ، فرض اجنّه و ارواح ،
هامش
( 1 ) . پيسكولوژى ( علم الروح ) ، اكمل تجليّات روح ، دكتر تقى ارانى ، انتشارات آبان ، چاپ دوّم ، ص 267 به بعد .