تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
معتقدات اسلامى ، جلوگيرى از ابراز عقيدهء ديگران است ، از اسلام فقط با يك نيرو مىشود پاسدارى كرد و آن « علم » است و آزادى دادن به افكار مخالف و مواجههء صريح و روشن با آنها . . . و الّا اگر جلوى فكر را بخواهيم بگيريم ، اسلام و جمهورى اسلامى را شكست داده‌ايم . از آنجا كه ماهيّت اين انقلاب ، ماهيّتى عدالت‌خواهانه بوده است ، وظيفهء همگى ما اين است ، كه به آزادىها به معنى واقعى كلمه احترام بگذاريم ، زيرا اگر بنا شود حكومت جمهورى اسلامى ، زمينهء اختناق را به‌وجود بياورد قطعا شكست خواهد خورد . البته آزادى غير از هرج‌ومرج است و منظور ما از آزادى به معناى معقول آن است . هركس بايد فكر و بيان و قلمش آزاد باشد . . . تجربه‌هاى گذشته نشان داده است كه هر وقت جامعه از يك نوع آزادى فكرى ولو از روى سوءنيّت برخوردار بوده است ، اين امر به ضرر اسلام تمام نشده ، بلكه در نهايت ، به سود اسلام بوده است . اگر در جامعهء ما محيط آزاد برخورد عقايد و افكار به‌وجود بيايد ، بطورى كه صاحبان افكار مختلف ، بتوانند حرفهايشان را مطرح كنند ، و ما هم در مقابل ، آراء و نظريّات خودمان را مطرح كنيم ، تنها در چنين زمينه سالمى خواهد بود كه اسلام هرچه بيشتر رشد مىكند ، اسلام دين آزادى است ، دينى كه مروّج آزادى براى همهء افراد جامعه است ، در سورهء دهر ، آيهء 3 مىخوانيم
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
و يا در سورهء كهف ، آيهء 29 :
فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ
. اسلام مىگويد ديندارى ، اگر از روى اجبار باشد ديگر دين‌دارى نيست . مىتوان مردم را مجبور كرد چيزى نگويند و كارى نكنند ، اما نمىتوان مردم را مجبور كرد كه اين گونه يا آنگونه فكر كنند . اعتقاد بايد از روى دليل و منطق باشد . از ديدگاه اسلام ، آزادى ، و دمكراسى براساس آن چيزى است كه تكامل انسانى انسان ايجاب مىكند يعنى آزادى ، حقّ انسان به ماهو انسان است . . . شما كى در تاريخ عالم ديده‌ايد كه در مملكتى كه همهء مردمش احساسات مذهبى دارند ، به غير مذهبىها آن اندازه آزادى بدهند كه بيايند در مسجد پيامبر يا در مكّه بنشينند و حرف خودشان را آن‌طور كه دلشان مىخواهد بزنند ، خدا را انكار كنند ، منكر پيامبرى پيغمبر شوند ، نماز و حجّ و . . . را ردّ كنند و بگويند ما اين‌ها را قبول نداريم ، اما معتقدان مذهب با نهايت احترام با آنها برخورد كنند . در تاريخ اسلام از اين نمونه‌هاى درخشان بسيار است . . .