زيان تحدى عقايد و افكار
استاد شهيد مرتضى مطّهرى در كتاب « پيرامون انقلاب اسلامى » با صراحت تمام با تحديد عقايد و اعمال زور براى قبولاندن معتقدات و ايدئولوژىها ، مخالفت ورزيده است و ما صفحهيى چند از كتاب ايشان را نقل مىكنيم :
« هر مكتبى كه به ايدئولوژى خود ايمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد ، ناچار بايد طرفدار آزادى انديشه و آزادى تفكّر باشد . . . من اعلام مىكنم كه در رژيم جمهورى اسلامى هيچ محدوديّتى براى افكار وجود ندارد و از به اصطلاح « كاناليزه كردن » انديشهها خبر و اثرى نخواهد بود ، همه بايد آزاد باشند ، كه حاصل انديشهها و تفكّرات اصيلشان را عرضه كنند ، البتّه تذكّر مىدهم كه اين امر سواى توطئه و رياكارى است ، توطئه ممنوع است امّا عرضهء انديشههاى اصيل ، آزاد . » سپس استاد خطاب به كمونيستها مىگويند : « . . . ما صريح و رك و پوستكنده داريم با شما حرف مىزنيم و مىگوييم آقا ! رژيم حكومت ايدهآل ما ، غير از حكومت ايدهآل شماست ، رژيم اقتصادى ايدهآل آيندهء ما غير از رژيم اقتصادى مطلوب شماست ، نظام اعتقادى و فكرى ما ، جهانبينى ما ، غير از نظام اعتقادى و فكرى جهان شماست ، شما نيز سخن خود را به صراحت بگوييد ، ما حرفها را صريح و رك مىگوييم تا هركس كه مىخواهد از اين راه برود و هركس نمىخواهد از راه ديگر .
من به همهء اين دوستان غيرمسلمان اعلام مىكنم ، از نظر اسلام تفكّر آزاد است ، شما هر جور كه مىخواهيد بينديشيد ، و عقيدهء خودتان را ابراز كنيد ، به شرطى كه فكر واقعى خودتان باشد . . . من در همين دانشكدهء الهيّات چند سال پيش نامهيى نوشتم به شوراى دانشكده و در آن تذكر دادم ، يگانه دانشكدهيى كه صلاحيّت دارد يك كرسى را اختصاص بدهد به ماركسيسم ، همين دانشكدهء الهيات است ؛ ولى نه اين كه ماركسيسم را يك استاد مسلمان تدريس كند ، بلكه استادى كه واقعا ماركسيسم را شناخته باشد و به آن مؤمن باشد ، مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد ، مىبايد به هر قيمتى شده از چنان فردى دعوت كرد تا او در اين دانشكده مسائل ماركسيسم را تدريس كند ، بعد ما مىآييم و حرفهايمان را مىزنيم ، منطق خودمان را مىگوييم ، هيچ كس هم مجبور نيست منطق ما را بپذيرد .
. . . من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار مىدهم كه خيال نكنند راه حفظ