مىدانستهاند ( سياستنامه ، ص 201 ) . تقويّت و تأييد خليفهء بغداد هم از آغاز تسلّط سلاجقه بر ممالك اسلامى آغاز شد ؛ طغرل كه به تشويق خليفه به ايران كوچيد شخصا مردى ديندار بود و به خليفهء بغداد ، ارادت خاص مىورزيد و او را واجب الطّاعه مىدانست . در رمضان سال 429 هنگامى كه نيشابور به دست او افتاد ، تركمانان مىخواستند دست به غارت بگشايند ، ليكن طغرلبيگ آنان را از اين كار بازداشت و در برابر اعتراضات تركمانان گفت : اين ماه حرام است و بايد حرمت آن را نگاه داشت ، دست از غارت بازداريد و بعد از عيد فطر هرچه خواهيد بكنيد .
در اثناى اين احوال ، رسول خليفه - القايم بامر اللّه - نامهء خليفه را به طغرلبيگ رسانيد ، خليفه تركمانان را از خداى ترسانيد و به رعايت عبادت خدا و عمارت بلاد راهنمايى كرد . تركمانان ، رسول خليفه را خلعتهاى گران دادند و از اينكه خليفه بدانان نامه نوشت ، مباهات و افتخار كردند و طغرل رسولى معروف به ابو اسحق الفقّاعى به دار الخلافه فرستاد و خود و تركمانان را بندگان امير المؤمنين شمرد . . . سياست اطاعت از خليفهء بغداد ، و مخالفت سخت با مخالفان و منكران او را الب ارسلان نيز مانند طغرل ادامه داد ( سياستنامه از ص 201 به بعد ) و بر اثر جنگهاى خود با روميان و گرجيان ، حكومت اسلامى را تأييد و تقويت كرد و مخالفان را از سر حدّات بيرون راند . . . سياست احترام به خليفه به عنوان جانشين بالاستحقاق پيغامبر اسلام و حاكم بحقّ بر عموم مسلمين ، از ابتداى غلبهء آل سلجوق و انقراض آل بويه به بعد تا هنگامى كه علاء الدّين تكش و پسرش سلطان محمّد بر عراق مستولى شدند ، ادامه داشت و تنها در دورهء قدرت خوارزمشاهيان است كه كشاكش سخت ميان پادشاهان ايران و خلفاى بغداد آغاز مىشود و حتّى انديشه انتقال خلافت از آل عباسى به آل على به نحوى كه ديديم به ميان مىآيد .
سلاجقه در تعقيب اين سياست يعنى تأييد خلافت عبّاسى و مذاهب اهل سنّت و مخالفت با فرقههايى كه فقها و ائمهء اهل سنّت و جماعت ، با آنان مخالفت مىورزيدند مانند شيعهء اثنى عشريّه و قرامطه و باطنيّه و معتزله غلوّ مىكردند و از قتل و آزار آنان مطلقا امتناعى نداشتند و حتّى در اين مورد از قتل وزراى خود ، در صورتى كه متوجّه « الحاد » و « زندقه » ( يعنى در واقع ميهنپرستى و ايراندوستى ) ايشان مىشدند ، نيز چنان كه خواهيم ديد امتناعى نداشتند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٤