تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
قرن‌هاى گذشته جنگ صليبى بر ضد دنيا راه نينداخته‌اند و محكمه تفتيش عقايد درست نكرده‌اند ، از اين كه ماجراى سن‌بارتلمى نداشته‌اند و با گيوتين سرهاى مخالفان را درو نكرده‌اند ، از اين كه جنگ گلادياتورها و بازىهاى خونين با گاو خشم‌آگين را ، وسيلهء تفريح نشمرده‌اند ، از اين كه سرخ‌پوست‌ها را ريشه‌كن نكرده‌اند و بوئرها را به نابودى نكشانيده‌اند ، از اين كه براى آراء مخالفان ماشين‌هاى شيطانى شكنجه اختراع نكرده‌اند ، و اگر هم بعضى عقوبت‌هاى هولناك در بين مجازات‌هاى عهد ساسانيان بوده است آن را همواره به چشم يك پديدهء اهريمنى نگريسته‌اند ، و از اين كه روى هم رفته به اندازه ساير اقوام كهن‌سال دنيا ، ضعف اخلاقى نشان نداده‌اند احساس آرامش و غرور مىكنم . . . » « 1 » . بر خلاف ايرانيان اصيل ، تركان ، غزها و ديگر اقوام وحشى مهاجم روشى غير انسانى داشتند ، از جمله سلطان محمود ، امامان معتزلى و فلاسفه و رافضيان و قرمطيان و باطنيان را هرجا كه به چنگ آورد بكشت و به قول خود انگشت در همه جهان دركرده بود و قرمطى مىجست و بردار مىكرد ( تاريخ بيهقى ص 183 ) ؛ اين بود سياستى كه به وسيلهء غلامان ترك‌نژاد غزنوى و به تحريك خلفاى عرب شروع شد . غزان سلجوقى و ديگر طوايف ترك كه بر مذهب اهل سنّت ، و به حكم سادگى طبع ، مردمى خرافى و متعصّب در عقايد خود بودند ، بعد از غلبهء بر ايران و تشكيل حكومت ، اين سياست را دنبال كردند و بر سختى و شدت آن افزودند و كار را بر مخالفان خود چنان سخت گرفتند كه نظير آن را جز در ابتداى دوره صفويّه كه آن هم از ادوار سخت تعصّبات مذهبى و دورهء مثله كردن و قطعه قطعه نمودن و پوست كندن مخالفان مذهبى سلاطين است ، در ديگر ادوار تاريخى ايران نمىتوان ديد . سلاجقه بر مذهب حنفى بوده و خليفگان بغداد را كه يگانه تكيه‌گاه اين ميهمانان ناخوانده بودند ، جانشينان حقيقى پيغامبر مىدانسته و در احترام و تقويّت و تأييد آنان مبالغه مىكردند و به همين سبب با شيعه و باطنيّه كه خليفهء بغداد را به حق نمىدانستند ، مخالفت و دشمنى مىنمودند و يكى را از ديگرى بدتر
هامش
( 1 ) . نه شرقى ، نه غربى ، انسانى ، دكتر زرّين‌كوب ، ص 46 .