تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
رهبرى روحانيان لشكرهاى عظيمى از جانبازان صليبى تجهيز شدند ، صليبيون در راه ، شهرها را غارت مىكردند و آتش مىزدند و سكنه آنها را مىكشتند ، كتابها را مىسوزانيدند و تأسيسات فرهنگى را ويران مىكردند . . . در طى اين نبردها كه دو سال به طول انجاميد ، ده‌ها هزار صليبى در راه از بيمارى يا گرسنگى يا از نزاع‌هايى كه بين خود مىكردند مىمردند ، با اين همه بيش از يك‌بار موفق به پس گرفتن اورشليم نشدند . . . بسيار ساده‌لوحانه است اگر تصوّر كنيم كه علّت جنگ‌هاى صليبى تمايل كليسا به آزاد كردن « مقبرهء خداوند » بوده است ؛ دليل اصلى جنگ‌هاى صليبى اينست كه بازرگانان ثروتمند اروپايى مىكوشيدند راه‌هاى تازه‌يى براى تجارت با شرق باز كنند و فئودال‌ها نيز درصدد بودند سرزمين‌هاى جديدى فتح كنند تا در آنجا توده‌هاى جديدى از دهقانان « سرف » را استثمار كنند ، اما كليسا منافع شخصى خود را نيز از ياد نمىبرد . . . او مىخواست حوزهء نفوذ خود را گسترش دهد و بر گلهء گوسفندان مسيح ( اغنام اللّه ) بيفزايد و كشيشان به نفع خود پشم آن گوسفندان را بچينند . صليبيّون وقتى به جنگ مىرفتند ، اراضى خود را تا حين بازگشت ، به كليسا مىسپردند و چون به‌طور كلّى عدّهء بسيار كمترى از ايشان باز مىگشتند زمين‌هاى ايشان به ملكيت كليسا باقى مىماند . از طرفى جنگ‌هاى صليبى امكان مىداد كه سرف‌ها كينه‌يى را كه از فئودالها در دل داشتند ، چندى از ياد ببرند . . . دادگاه تفتيش عقايد و نتايج آن و شرح همهء جنايات سران كليسا به نام خدا و انجيل از حوصلهء اين مقاله خارج است ، كافى است كه يادآور شويم كه فقط محكمهء تفتيش عقايد «
Inguisition
» ده هزار انسان را شكنجه داده و زنده در آتش سوزانده است ؛ در ظرف مدّت هيجده سال فقط تركمادا (
Torquemada
) رئيس يكى از دادگاه‌هاى تفتيش عقايد 220 ، 10 نفر را به زنده سوختن در آتش محكوم كرده است . . . اين محكمه در قرن سيزدهم ميلادى توسّط كليساى كاتوليك تشكيل گرديد تا با كسانى كه به خود اجازهء كمترين تخطّى از اصول معتقدات انجيل را مىدادند مبارزه كند و با پيشرفت علم و دانش و نهضت‌هاى فكرى و انقلابى مقابله نمايد . اشخاص مشكوك و متّهمين به الحاد ، توقيف و به زندان انداخته مىشدند و در آنجا مجبورشان مىكردند كه به كليّهء جنايات و اتّهامات وارده اعتراف كنند ، هرگاه متّهم اقرار نمىكرد ، او را شكنجه مىدادند و اگر اقرار مىكرد باز شكنجه مىدادند ،