دستگيرش كردند ، قصد داشتند كه براى اخذ حكم قتل ، نزد يكى از علما ببرند ؛ در اين هنگامه سيّد جوانى به شهر آمده بود ، مردم او را پيش سيّد بردند ، او سيلى محكمى به گوش بواناتى نواخت و گفت اين ملعون كافر را در اطاق مجاور حبس كردند ، نصف شب در باز شد و همان سيّد وارد شد و گفت برخيز و فورا فرار كن ؛ به تدبير آن سيّد بدين طريق از مهلكه جان به در برد ، بعدها چون سيّد جمال الدّين به لندن آمد ، بواناتى او را شناخت و معلوم شد كه ناجى و رهانندهء او سيّد جمال الدّين مدير عروة الوثقى بوده است . . . « 1 » » .
مردم قم به نظر دمورگان
دمورگان فرانسوى كه در عهد مظفّر الدّين شاه از ايران سياحت كرده است مىنويسد : « مردم فلات ايران بر خلاف سكنهء نواحى كوهستانى آرامند ، با اينحال شهرهايى هم هست كه مردمان آنجا بسيار متعصّبند و مسافران مسيحى بايد حتّى الامكان از ورود بدان مناطق خوددارى كنند ، از آن جمله در شهر قم كه از شهرهاى مقدّس است ، يك مسافر مسيحى كه از بازار آنجا مىگذرد ، ولو توقّف هم نكند باز بهطور قطع و يقين او را سنگباران مىكنند و كثافات و آب دهان به سوى او مىاندازند . در چنين مواردى اگر انسان عليه اين اشخاص ايستادگى كند و يا به سلاح متوسّل شود بدون ترديد منجر به مرگ او خواهد شد ، بنابراين بايد حتّى الامكان از نزديكى به مراكز تعصّب و اماكن مذهبى و بهطور كلّى اجتماعات خوددارى شود ، زيرا مردمان طبقهء پايين شهرها ، كينهيى خاص نسبت به مسيحيان دارند كه سرانجام آن به اهانت مىرسد . . . » « 2 » .
البته سياست استعمارى انگلستان ، فرانسه و روسيهء تزارى از دورهء فتحعليشاه به بعد و تجاوزات گوناگون آنان به مرزهاى ايران ، در تحريك احساسات ايرانيان عليه عيسويان تأثير فراوان داشته است . علاوه بر اين فقدان مدارس و جلوگيرى زمامداران از تعليم و تربيت مردم و بالا رفتن فرهنگ عمومى به رواج تعصّب و انحطاط اخلاقى اكثريت كمك كرده است .
هامش
( 1 ) . تلخيص از كتاب سواد و بياض ، ايرج افشار ، ص 12 به بعد .
( 2 ) . سفرنامهء دمورگان ، ترجمهء قائممقامى ، ص 106 .