بشريّت كشتار خونينى را كه در 24 اوت 1572 به تحريك كليساى كاتوليك در پاريس صورت گرفت ، فراموش نمىكند ؛ اين واقعه در تاريخ تحت عنوان « شب سنبارتلمى » وارد شده است ، در آن شب فقط در پاريس بيش از دو هزار « مرتدّ » يا پروتستان را به خاطر دفاع از مذهب كاتوليك ، به قتل رساندند . در سال 1553 ميشل سروه دانشمند نامدار را به اين گناه كه تثليث را انكار كرده بود ، به امر كالون يكى از مؤسّسين پروتستانيسم زنده در آتش افكندند . . . .
شرح قتل عام سنبارتلمى
چنان كه اشاره شد يكى از وقايع تاريخى اروپا در نيمهء دوم قرن شانزدهم كشتارهاى فجيع مذهبى است ؛ ويل دورانت در مورد قتلعام سنبارتلمى مىنويسد : « توطئهكنندگان درصدد قتل معدودى برآمده بودند ، از دستور جنونآميز شاه استفاده كردند و بران شدند كه از « هوگنوها » تا حدّ امكان بكشند . به رؤساى بخشهاى پاريس دستور داده شد كه سربازان خود را مسلّح كنند و در ساعت سه صبح 24 اوت سنبارتلمى ، به مجرّد شنيدن صداى ناقوس ، آمادهء كشتار شوند » . . .
قتلهايى كه سابقا با نقشهء قبلى صورت مىگرفت در اين هنگام بدون شرم و آزرم روى مىداد ، زنان يا شوهران بىزحمت خود را از دست همسران نامطلوب نجات مىدادند ، بازرگانان به دست رقيبان خود به قتل مىرسيدند ، آنان كه عمرشان به درازا كشيده بود ، به توسّط وارثان اميدوار به عنوان « هوگنو » معرّفى مىشدند . . . هوگنوها و كودكان آنها را به ميان كوچهها مىكشيدند و مىكشتند ، جنينها را از شكم مادران مرده بيرون مىآوردند و بر زمين مىزدند ، پس از چندى پيادهروها از اجساد پوشيده شده و اطفال ولگرد با آنها به بازى پرداختند . . . كار تاراج بالا گرفت ، به پادشاه اطّلاع دادند كه اعضاى خانوادهء سلطنتى هم به غارت كردن شهر پرداختند . . . روز 26 اوت پادشاه با جلال و شكوه تمام به اتّفاق درباريان از كوچههايى كه پوشيده از اجساد بود گذشت و به دادگسترى رفت و در كمال غرور در پارلمان پاريس اعلام كرد كه قتلعام به دستور او صورت گرفته است . رئيس مجلس در خطابهيى طولانى به وى تبريك گفت . . . ايالات فقط به خاطر كسب لذّت از پاريس پيروى كردند و قتلعامهاى شورانگيزى ترتيب دادند . پرتستانهاى اروپا اين قتلعام را