تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
حضرات مىتوانند مشغول كار و كسب خود شوند . . . در همين سال 1922 سياست خارجى ، بلواى سقّاخانه و كشته شدن قنسول آمريكا را به‌وجود آورد تا آمريكاييان ، ايران را كشورى وحشى و غيرقابل اعتماد تشخيص بدهند و از سرمايه‌گذارى و گرفتن امتياز نفت شمال صرفنظر كنند . سليمان ميرزا اين بار نيز در نطق خود به مداخلهء عناصر خارجى در اين بلواها اشاره كرده بود . . . » « 1 » .

تلاش مرتجعين

هر قدر فكر آزادى و مشروطيت در اذهان و افكار مردم رسوخ مىكرد ، از تعصّبات و جنگ‌هاى مذهبى كاسته مىشد ، رابينو در يادداشت‌هاى خود دربارهء مشروطهء گيلان ، صفحهء 27 مىنويسد : در 8 ربيع الثّانى 1325 اعلانى در خصوص ارامنه و يهودىها چسبانيده بودند كه غرض نويسندگان ايجاد نفاق بود ، روز بعد فرقهء مجاهدين رشت نوشت : « . . . بايد امروزها ، از چوب ، آدم درست كرد و به جمعيّت خودمان افزود تا به مقصد مقدّس خود كه خيلى اهميّت دارد نايل گرديم و در ثانى ارامنه و غيره در مذهب با ما مغايرت دارند امّا در مورد حدود ملّتى و حقوق وطنى در تحت حمايت آن قانون مقدّس خواهند بود . . . امروز اشخاص كامل بين آنها هستند كه برادران وطنى را به اتّحاد و اتّفاق باطنى دعوت كنند و به قوّهء همان اتّحاد و اتّفاق ، قانون را به‌دست خواهند آورد ؛ آنوقت حدود فردفرد ملّت ايران محدود و معلوم خواهد شد . . . ظلم به احدى خوب نيست و از قانون خارج است . ( فرقهء مجاهدين رشت ) .

نمونه‌يى ديگر

سيّد محمّد على جمال‌زاده نويسنده معاصر ضمن توصيف خاطرات خود در دوران جوانى ، از شيوع بابىكشى در ايران سخن مىگويد و اين وضع دلخراش را در يكى از مقالات خود به‌خوبى نشان مىدهد ، در آن مقاله مىخوانيم : « چون سيّد جمال الدّين واعظ از اصفهان كه محل سكونت او و خانواده‌اش بود ، فرارى و
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از جلد سوّم تاريخ يهود ، از ص 941 به بعد .