چون در ايران كسى به داد يهوديان نمىرسيد ، بار ديگر وضع يهوديان ايران در مطبوعات فرنگ منعكس گرديد و آليانس يهوديان وسيلهء نمايندگان سياسى كشورهاى بزرگ به نفع اقليّت يهودى قدمهايى برداشت و آقاى « كازس » را براى حمايت از يهوديان به تهران گسيل داشت . اقدامات اين مرد و گفتگوهاى وى با رجال سياسى و مذهبى ، در بهبود وضع يهوديان مؤثّر افتاد ، چيدن زلف موقوف شد و به جاى وصله ، يك علامت فلزّى كه نشانهء اتّحاد بود ( دو دست در يكديگر ) يهوديان بر سينهء خود نصب مىكردند ، با اينحال امنيّت مالى و جانى يهوديان چنانكه انتظار مىرفت با آمدن كازس تأمين نگرديد . وى در يكى از نامههاى خود به آليانس اسرائيل مىنويسد : « هر دقيقه ممكن است ما دچار وضع ناگوارى گرديم ، دولت نظر مساعد دارد ولى قادر به جلوگيرى از مردم . . . نمىباشد ، هر موقع يكى از آقايان تصميم بگيرد و مردم را تحريك و متوجّه يهودىها كند . . . حتّى سربازان قادر به جلوگيرى نمىباشند . . . » « 1 » يهوديان اصفهان نيز از مظالم روحانيان و عوام النّاس شكايت مىكنند و مىنويسند كه : از ميان طبقهء روحانى آقا نجفى ، شيخ مرتضى و سيّد حسن و سيّد فانى با ما كينه مىورزند .
يكى از اقدامات خير كازس اين بود كه در تهران و شهرستانها تا آنجا كه ممكن بود به تأسيس مدارس پسرانه و دخترانه اقدام كرد ، يهوديان تهران و ديگر نقاط را به رعايت حفظ الصّحه و نظافت و پاكيزگى ترغيب كرد ، آنان را از ادامهء شغل پيلهورى و تحمّل ظلم و ستم برحذر داشت و راه را براى ترقّى و پيشرفت اين اقليّت تا حدّى هموار نمود . با وجود موفقيّتهاى نسبى ، اقليّت يهوديان همواره در رعب و هراس بودند ، چنانكه روحانىنمايى در روز جمعه 18 ژانويه براى كسب شهرت در مسجد شاه عليه يهوديان به تحريكات وسيعى دست زد و ضمن موعظه گفت : اسلام از دست رفت ، مردم شراب مىخورند ، و فروشندهء شراب يهوديان و ارامنه هستند ، بهتر است به اين وضع پايان دهيم ، بلافاصله رنود و اوباش كه هميشه منتظر چنين فرصتهايى هستند ، با نعرههاى وحشتناك وارد محله يهودىها شدند ، دكّانها را غارت كردند ، خمرههاى شراب را شكستند ، زرگرخانهها را تاراج
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 776 به بعد .