تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مىشدند چنان‌كه : « در بولتن شمارهء 14 سال 1889 ، صفحهء 49 از وضع نامنظّم ايران و عدم قدرت دولت و جهل اهالى كشور و كينهء مأمورين نسبت به يهوديان صحبت نموده و مىنويسد : يهوديان موقعى متوسّل به همكيشان اروپايى مىگردند كه كارد به استخوان رسيده باشد . » « 1 » بازار تهمت و افترا به قصد چپاول و آزار و اذيّت يهوديان همچنان رواج داشت ، به‌همين علّت در بسيارى از شهرها ، يهوديان مهاجرت را به اقامت ترجيح دادند . لرد كرزن راجع به وضع يهوديان در اواخر عصر ناصر الدّين شاه چنين مىنويسد : « عدّهء يهوديان بر دو هزار و عدّهء زردشتيان قريب هفت هزار نفر مىشود و هر دو گروه از ستم و آزار مسلمان‌هاى متعصّب آسوده نمىباشند ؛ در موقع خريد املاك بايد ماليات مخصوصى بدهند و هنگام بيرون آمدن از خانه پارچهء مخصوصى به لباس خود مىدوزند . . . در تهران چهار هزار يهودى وجود دارد ، يهوديان تهران مانند يهوديان اصفهان در معرض قتل‌عام و يغما نمىباشند ، اما با آن‌ها خوش‌رفتارى هم نمىكنند . » « 2 » البته بايد توجّه داشت كه با همه مظالمى كه در عهد ناصر الدّين شاه نسبت به يهودىها مىشد ، وضع آنان نسبت به دوره‌هاى قبل بهتر بود . « در بهار سال 1897 يعنى يك سال بعد از كشته شدن ناصر الدّين شاه ، سيّد ريحان اللّه سابق الذّكر از ضعف حكومت مظفر الدّين شاه استفاده كرد و فتواى چيدن زلف و وصله‌گذارى بر لباس يهوديان صادر كرد و در شانزده ماه . . . عدّه‌يى برحسب حكم سيّد ريحان اللّه ، محلّه يهوديان را محاصره كردند ، هركس لباسش وصله نداشت يا زلف داشت به زور او را نزد سيّد مىبردند همان‌جا سرش را مىتراشيدند و بر لباسش وصله‌يى مىگذاشتند و اين مراسم شوم را با ضرب و شتم انجام مىدادند . . . » « 3 » دامنهء اين تحريكات به ولايات سرايت كرد و سيّد فتواى خود را به تمام شهرستان‌ها نيز فرستاد ، در همدان در روز عاشورا زمينهء قتل‌عام يهوديان را فراهم كرده بودند ، ولى اين نقشه با پرداخت 1500 فرانك به محركين ، مسكوت ماند ؛
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 738 . ( 2 ) . ايران ، تأليف كرزن ، ترجمهء فارسى ، از صفحهء 5 به بعد . ( 3 ) . تاريخ يهود ، ج 3 ، ص 773 به بعد .