وضع اقليّتهاى مذهبى
رفتار وحشيانه با اقليّتهاى مذهبى نهتنها قبل از استقرار مشروطيّت بلكه سالها پس از اعلام مشروطيّت كمابيش ادامه داشت . « ژويس انسيكلوپديا » در جلد ششم ، صفحهء 188 ، در بخش « همدان » مىنويسد : « دكتر پولاك كه از 1855 تا 1860 پزشك ناصر الدّين شاه بود ، دربارهء يهوديان همدان مىنويسد كه اين جماعت در محلّهء مخصوصى در وسط شهر زندگى مىكنند و به كارهاى مختلف اشتغال دارند . آنها همواره در معرض خودسرىهاى حاكم كه از هر بهانهيى براى غارت كردن آنها استفاده مىنمايد قرار دارند ، اگر يك نفر يهودى با وضعى آراسته بر اسب برنشيند ، ناظرين مسلمان عمل او را جسارتآميز مىخوانند و اگر لباس مندرسى دربرداشته باشد ، جمعى از اوباش و اراذل وى را تعقيب و به طرف او سنگ و گل پرتاب مىكنند . بعد از بركنارى امير كبير وضع يهوديان به وخامت گراييد ، در سال 1868 م دربارفروش ، سيّدى غريب يهوديان را متّهم كرد كه دختر او را كشتهاند ، در نتيجه مسلمانها عليه يهوديان قيام كردند ، يهوديان از بيم جان جملگى مسلمان شدند ؛ موضوع را به عرض ناصر الدّين شاه رسانيدند ، دستور داد يهوديان به دين خود برگردند ، آنها هم برگشتند . بعدا به بهانهء اين كه يك نفر يهودى ، انگشت به تاقار ماست مسلمانها زده ، به حكم « سيد » مردم ريخته 60 نفر يهودى را از 150 خانواده كه مقيم بارفروش بودند ، كشتند و بقيّه كه زنده ماندند كسانى بودند كه دارايى خود را به دوستان مسلمان ، براى حفظ جان داده بودند . . . در همان ايّام