كردند و جان و مال و خون و عيال خود را در راه آن رهنماى گمراه بذل و انفاق نمودند و در 48 سنگر محكم كه داشتند ، تفنگچى گذاشتند . . . جماعتى كثير از دو طرف در چنگ مرگ افتادند . . . » « 1 » .
محاصرهء زنجان ماهها به طول انجاميد و دولت كارى از پيش نبرد ؛ بالاخره محمّد خان بيگلربيگى با قشونى تازهنفس به زنجان آمد و به قول هدايت 600 نفر از دليران جنگى زنجان كشته شدند و در حدود 500 نفر از توپچيان و سربازان دولتى به خاك هلاك افتادند و قريب دو هزار نفر از پيروان ملّا محمّد على زنجانى كشته شدند و خود او مورد اصابت گلوله قرار گرفته و پس از هفتهيى جان سپرد و به اين ترتيب خروج بابيان زنجان پايان يافت .
در پايان جلد سوّم « فلسفهء نيكو » خروج ملّا محمّد على زنجانى با تفصيل بيشترى توصيف شده است ؛ بنا به مندرجات اين كتاب ، پس از مرگ ملّا محمد على دولتيان شرحى به طرفداران ملّا نوشته و گفتند هدف ما از بين بردن اين روحانى ياغى بود و اكنون كه مقصود ما به حصول پيوسته با شما بيچارگان فريبخورده جنگى نداريم ، سلاح را به زمين بگذاريد و دنبال كار خود برويد ، ما نيز بىگناهى شما را به عرض دولت مركزى خواهيم رسانيد . پس از وصول اين نامه ، تفرقه بين اصحاب ملّا محمّد على افتاد و هر دسته نغمهيى ساز كردند ، ولى دولتيان با عهدشكنى خود و كشتن عدّهيى كه خود را از اين ماجرا كنار كشيده بودند ، پيروان ملّا محمّد على را بيش از پيش متّحد ساختند . در نتيجه بعد از شش روز جنگ خونين ، دولتيان فائق آمدند و به كشتار فجيعى دست زدند ؛ « جسد ملّا محمّد على را از خاك بيرون كشيدند و سه روز در كوچه و بازار ، در ملاء عام گردانيدند و اموال و ذخاير و اثاثيه و خواستهء آنها را به نهب و غارت دادند . . . در اين مدّت 2600 تن از بابيان و 170 نفر از اسراى آنان پس از خاتمهء جنگ ، گلولهباران شدند و از قشون دولت 844 نفر و از اهالى در حدود ششصد نفر تلف و نابود گرديدند . . . » « 2 » .
بهطورى كه از تاريخ مبارزات ملّا محمّد على با قواى دولتى برمىآيد ، اين مرد روحانى ، سخت شجاع و مبارز بود ، لباس جنگ به تن مىكرد و شجاعانه با دشمنان
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از ج دهم روضة الصّفا ، از صفحه 423 تا 450 .
( 2 ) . فلسفهء نيكو ، جلد سوم ، از ص 243 به بعد .