تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
داده شيفته مىساخت و در مباحثات زيادى كه با مردم داشت ، زنان و مردان را متقاعد مىكرد . . . « پس از آنكه آقا خان نورى به صدارت رسيد ، از حاجى ملّا ميرزا محمّد مازندرانى و حاجى ملّا على كنى خواست كه به آزمايش عقايد قرّة العين بپردازند ؛ آن دو مجتهد ، با قرة العين هفت جلسه صحبت كردند و قرّة العين با نهايت عشق و علاقه به ثبوت رسانيد كه باب ، امام منتظر است ، مدّعيانش مرتّب از آمدن قائم از شهر « جابلقا » و « جابلسا » دم مىزدند و او ، آن را موهوم و شايستهء مغزهاى عليل و ناخوش مىدانست ؛ سرانجام بر اثر اصرار زياد آنان گفت : دلايل شما مانند دلايل بچهء نادان ابلهى است ، تا كى شما پاىبند اين اكاذيب منافى با عقل هستيد ، كى عقل خود را متوجه شمس حقيقت خواهيد كرد ؟ ملّا على كنى ازين توهين رنجيد و رفيق خود را كنار كشيد و گفت مباحثه با اين كافر نمىتوان كرد . به منزل رفتند و حكمى نوشتند كه ارتداد و امتناعش از توبه محقّق و بايد به نام قرآن به قتل برسد . . . » « 1 » .

نظر اجانب در مورد قرة العين

در مورد طاهره از طرف صاحبنظران ايرانى و خارجى نظرات متناقضى اظهار شده است از جمله به نظر ادوارد براون : ظهور زنى مانند قرّة العين در هر مملكت و در هر قرنى از نوادر است ، ولى طلوع چنين زنى در ايران از عجايب خلقت و خوارق عادات است ، تقوى و طهارت قرّة العين ، حسن و جمال فوق العاده ، و استعداد و قريحهء بىنظير ، نطق مؤثّر و بليغ و فداكارى و شهامت و بالاخره مقاومت و ايستادگى او در برابر علماى ايران و بالاخره شهادت تاريخى و مجلّل او ، در تاريخ بشر بىسابقه است و او را در بين نسوان هم‌وطنش بىنظير و زنده و جاويد نگاه مىدارد . . . » « 2 » . راجع به موقعيّت فردى و اجتماعى قرّة العين ، بسيارى از شخصيت‌هاى فرهنگى و مطبوعات آن ايّام اظهار نظر كرده و او را زنى نابغه ، شجاع و بااراده به‌شمار آورده‌اند : ژول بوآ (
Jules Boa
) ضمن اظهار تأسّف از شهادت باب ، در مورد
هامش
( 1 ) . طاهرة قرة العين ، پيشين ، از ص 92 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 100 .