تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
جمعيّت ، و نسخ قرآن و رفع حجاب را متذكّر گرديد ، ولى به نتيجهء كامل نرسيد . ميرزا حسين على بهاء چون ديد صحنهء تماشا طول كشيد و خطر خونريزى مىرود ، عباى خود را بر سر قرة العين انداخته او را به چادر برد ، مجلس با همهمه و آشوب و ناسزاگويى و تهمت جنون و هرزگى ، و دفاع عدّهء كمى از نظرات جديد ، به پايان رسيد . قدّوس ناراضيان را بار داد و با مهربانى و به دقّت به سخنان آنان گوش داده گفت : مسأله غامض است ، ظاهرا طاهره كافر شده ولى شايد در اين رفتار معمايى است كه معنى آن بر من پوشيده است . . . قدّوس مرتّب بذر ترديد ، در دماغ آنان كاشته و مىگفت : حجاب مربوط به عرف و عادت است و زنان پيغمبر نيز ابتدا ، بىحجاب بودند ، بعد اين حجاب مخصوص به آن‌ها شد نه ديگران ، و راجع به نسخ قرآن گفت كه مهدى ، بايد تاريكىهاى كتاب خدا را براى ما روشن كند . از طرفى قرّة العين نيز بىكار نماند و پيروان خود را با مذهب جديد آشنا و مردم را به سوى خود جلب مىكرد و با تبانى قبلى دو نفر را به چادر قدّوس فرستاد ؛ آنها گفتند كه طاهره شما را ملامت مىكند ، زيرا جرأت مقابله و مباحثه با او را نداريد و در غيابش بدگويى و تكفير مىكنيد ، او را دعوت به بحث در حضور عامّه كنيد ، اگر غالب شديد او شما را اطاعت خواهد كرد و اگر مغلوب شديد ، ناچاريد در حضورش سر فرود آوريد . انكار قدّوس و اصرار آنها درآمدن ، سرانجام به اين منتهى شد كه قدّوس با رفقاى خود برخاست و به سوى اردوى طاهره رفت . زن در برابر مدّعى خود نشست و با كمال مهارت و استادى از روى قرآن و احاديث ، حقايق الهى را بيان نمود كه : امام بايد احكام و قوانين بياورد و قرآن منسوخ شود . قدّوس ، مغلوبانه بلند شد و با صداى بلند اعلان نمود آنچه او مىگويد حقّ است و آنچه كرده درست و بجا بوده است . بعد به طرف او برگشته معذرت خواست ؛ همراهان نيز از او تبعيّت كردند . چند روز به جشن و شادى و تبريك گفتن پرداختند و سپس هر دسته به نقطه‌يى رفتند . » پس از پايان اجتماع بدشت ، قرّة العين بيش از پيش مورد تعقيب دولت قرار گرفت و سرانجام به چنگ مأمورين افتاد . . . قرّة العين را پس از دستگيرى به تهران آوردند و در خانهء محمود خان كلانتر زندانى كردند . در اين خانه عدّه‌يى از زنان و مردان به ملاقاتش مىآمدند . او زنان را به آزادى و احترامى كه مذهب جديد به آنها