حكومت ، بابيان را بين مردم تقسيم مىكردند ، تا به فتواى روحانيان بلد به طرزى فجيع كشته شوند . . . » « 1 » .
جنبش بابيگرى به نظر غربيان
به نظر غولد . . . اسلامشناس مجارستانى : « درحالى كه جنبش وهابى روى به گذشته دارد و اسلام را جز بهصورت احكام و تعاليم مقرّر در قرن هفتم ميلادى نمىپذيرفت ؛ جنبش بابيگرى به تكامل مذهبى براى جنس بشر قائل بود و مىكوشيد كه اسلام با شرايط و اوضاع تكامليافتهء تمدّن بشر همآهنگ سازد . اين مذهب كه گاهوارهء آن سرزمين ايران است ، يكى از شاخههاى شيعهگرى مىباشد ولى ريشهء اساسى آن به انديشههاى مذهب اسماعيلى مىپيوندد و آن ، تدريجى بودن پيدايش كمال ذاتى وحى الاهى ، از راه پيشرفت پلّه پلّهء عقل كلّى است . . . بهاء اللّه مذهب باب را تكامل بخشيد : او به نوعى جهانميهنى ( انترناسيوناليزم ) معتقد بود و مىگفت تنها ميهن خود را دوست مداريد بلكه سراسر جهان و همهء ملّتها را عزيز و گرامى بداريد ؛ او پيروان خود را به فراگرفتن زبانهاى گوناگون تبليغ مىكرد تا براى آموختن دانشها و تبليغ نظريّات او در سراسر جهان آمادگى داشته باشند ؛ او اميدوار بود كه سران كشورها در انتخاب يك زبان به عنوان زبان بين المللى توافق كنند و همهء مردم ، آن زبان جهانى را فراگيرند ؛ او در تدوين قوانين و مقرّرات ، همواره مصلحت همگانى را در نظر مىگرفت ؛ او جنگ را بهطور كلّى تحريم كرد و بهكار بردن اسلحه را جز در موارد ضرورى روا نداشت ؛ او از برابرى آدميان سخن مىگفت و بردهدارى را ممنوع نمود . بهاء ، بيشتر به تكهمسرى تمايل داشت و حدّاكثر ، همسرى با دو زن را جايز مىشمرد ؛ در مذهب او طلاق ممكن است و رجوع نيز مادام كه زن ، همسر جديدى انتخاب نكرده رواست .
از ديدگاه بهائيّت ، اسلام دورهء تاريخى خود را طى كرده و كهنه و فرسوده شده است . بهاء اللّه تكنمازى را به جاى نماز جماعت برگزيد ، قبله را از مكّه برگردانيد ، وضو و غسل را تأييد كرد ولى رفتن به خزانههاى گرمابههاى ايرانى را منع نمود و آن را
هامش
( 1 ) . احسان طبرى ، برخى بررسىها و جنبشهاى اجتماعى در ايران ، از ص 384 به بعد .