تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
اين توضيح دقيق پروفسور براون جنبهء شديد محافظه‌كارى و سازشكارى بهائيان را از سويى ، و روش انقلابى و عصيانگرى بابيان را از سوى ديگر به‌خوبى نشان مىدهد ، و فرق اين دو طايفه را برملا مىسازد . پروفسور براون در همين مقدّمه ، نمونه‌هايى از تغييرات زشتى كه در نقطة الكاف داده شد ، مىآورد ؛ مثلا در دوران محاصرهء قلعهء طبرسى ، موافق نقل ميرزا جانى در نقطة الكاف ، « قدّوس » نامهء مردانه‌يى به مهدى قلى ميرزا فرماندهء سپاهيان شاه مىنويسد ولى در تاريخ جديد بهائيان ، اين نامهء دليرانه به ندبه‌نامهء متملّقانه‌يى نسبت به شاه بدل مىگردد . » « 1 » در بيان و آثار ديگر باب ، تأثير عميق تعاليم فيثاغورثى و اخوان الصّفا و اسماعيلى دربارهء رمز اعداد و تعاليم حروفى و نقطوى كه با نظريّات عرفانى و اشراقى درآميخته به عيان ديده مىشود . . . آنان براى بعضى حروف و اعداد ارزش فروانى قائلند . . . پس از زندانى شدن « باب » در اجتماع « بدشت » ، طاهرهء قرّة العين كه از مبلّغان نامدار آنان بود ، به سران بابيّه گفت كه بايد حقيقت تعاليم باب را بر مريدان فاش كرد و آنان را در اين پندار باقى نگذاشت كه باب ، تنها واسطه با امام زمان است بلكه بايد او را به عنوان آورندهء دينى نو معرّفى كرد . بابيّه در اين دوران گويى تاكتيك اسماعيليّه را در دوران حسن صبّاح تكرار مىكنند و به قلعه‌ها پناه مىبرند ، ابتدا بابيّه در قلعهء شيخ طبرسى ، يك اردوگاه واقعى جنگى پديد مىآورند و در پناه حمايت كشاورزان و پيشه‌وران اطراف ، خود را آمادهء نبرد مىكنند . در اين ايّام قدرت بابيّه در ايران بالا گرفته بود ؛ ايران‌شناس معاصر شورى پروفسور ايوانف در كتاب خود « بررسى تاريخ ايران » ص 163 مىنويسد : « در فوريهء 1849 ميرزا تقى خان به سفير روس در تهران يعنى شاهزاده دالگوروكى گفت كه به عقيدهء او تعداد بابيان در سراسر ايران ، اكنون به صد هزار رسيده است ؛ اين گزارش پرنس دالگوروكى در آرشيو وزارت امور خارجهء شوروى ثبت است ، تا چه حدّ اين عدد مقرون به حقيقت است معلوم نيست ، آن‌چه مسلّم است دولت براى سركوب قيام قلعيهء طبرسى ، بيش از ده هزار نفر ، و براى سركوب قيام زنجان ، قريب سى هزار نفر ، و براى سركوب قيام‌هاى يزد و تبريز ، قريب ده هزار نفر سرباز و
هامش
( 1 ) . نقطة الكاف ، تأليف ميرزا جانى كاشانى ، به اهتمام براون ، چاپ ليدن 1328 ه . ، 1910 ميلادى .