چريك مجهّز به توپ و تفنگ تجهيز كرد و اين ، خود نمودارى از دامنهء قيام و شور و قدرت آنان است . پس از تيرباران كردن باب ، نهضت بابيّه خاموش نشد بلكه مقاومت بابيان تا دو سال دوام يافت ؛ در بدشت كه محلّ اجتماع بابيان بود و كليّهء سران در آن شركت داشتند ، قرة العين كه زنى گستاخ ، ولى بااطلاع و شاعر بود ، بىپرده و حجاب در مقابل مردم عيان شد ؛ عدّهيى در شگفتى فرو رفتند .
ملّا محمّد على بارفروش معروف به قدّوس كه از رهبران انقلابى نهضت بابيّه بود ، خطاب به بابيان گفت چون دين ما شرايع كهن را منسوخ مىداند ، بايد شما مقرّرات و قواعد متداول و معتاد شرعى و عرفى موجود را كان لم يكن بدانيد و مردم را به ندادن ماليات و سيورسات و لغو مالكيّت و اشتراك اموال و مساوات فقير و غنى دعوت كرد . و اين صحبت بهميان آمد كه از بيت المال مشترك ، هركس بايد سهم خويش را بردارد ، البتّه اين تعاليم به اين شكل در كتاب باب نبود ولى از نفوذ ديرينهء افكار اشتراكى مزدكيان كه در جنبش حروفيّه و نقطويّه نيز جلوههايى از آن ديده مىشود حكايت مىكند .
. . . مرگ محمّد شاه و فتنهء سالار ، به بابيان امكان داد كه براى به كرسىنشاندن نيّات خود به قيام مسلّحانه دست بزنند . ملّا محمّد زنجانى معروف به « حجّت » ، با پانزده هزار پيروان خود و با تهيّهء ساچمهء باروت و سلاحهاى جنگى آمادهء نبرد مىشود پس از آنكه حاكم عدّهيى از بابيان را توقيف كرد ، بابيان قيام كردند و زندان شهر را به تصرف خود درآوردند و پس از چندى قسمتى از شهر را متصرّف شدند .
عدّهيى از كسبه و پيشهوران با قبول مسؤوليتهاى مختلفه ، ادارهء شهر را به عهده گرفته و يك دولت انقلابى بهوجود آمد . با وجود مقاومت دلاورانهء بابيان ، دولت با اعزام سىهزار سرباز ، قيام را درهم كوفت و قيامهاى يزد و تبريز پس از چندى شكست خورد و دولت با قساوت و بىرحمى فراوان ، مردان و زنان و كودكان بسيارى را در آتش سوزانيد ، عدّهيى را به غلامى فروخت ، جمعى را با زنجير اسارت به شيراز فرستاد ، پس از اين شكستها ، بابىها تاكتيك مبارزه را دگرگون كردند و با ايجاد سازمانهاى تروريستى درصدد قتل امير كبير دشمن سرسخت خود و ناصر الدّين شاه برآمدند ولى چون مانند اسماعيليّه ، در كار خود استاد نبودند ، در هيچيك توفيق نيافتند . و بر سبعيّت و بىرحمى دولت افزودند . مأمورين
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٠٤