صدر اعظم محمّد شاه ، بازداشت و به قلعهء ماكو سپس به قلعهء چهريق در نزديك مرز تركيّهء كنونى فرستادند . زندان باب به نوعى زيارتگاه بدل شد ، بابيان از اكناف ايران و حتّى هند و عثمانى به ديدار او مىشتافتند ؛ باب در ايّام زندان ، كتاب مقدّس خود « بيان » را نوشت .
آموزش باب ، يك آموزش دينى است و نكتهء تازهيى در آن نيست ، جز آنكه دعاوى تازهيى كرده است ولى در عينحال در آن گرايشهاى مترقّى كه باب ، آن را از گوشه و كنار شنيده و گرد آورده ، ديده مىشود . باب كوشيده است تا مذهب خويش را با مقتضاى روزگار و مذاق زمانه سازگار سازد و حتّى از ضرورت پست و تلگراف ، و يكسان كردن پول ، و ايجاد راههاى ارتباطى و طرق ، و تأسيس مطابع « 1 » سخن گفته است . براى توجيه رسالت خود ، باب مدّعى شد كه تاريخ را ادوارى است و در هر دورى پيامبرى مىآيد ، و قوانين و شرايع تازهيى مىآورد و قوانين و شرايع كهن را منسوخ مىسازد . آموختن فقه و فلسفه را منع كرد ، آداب نماز و قبله و ديگر مناسك دينى را دگرگون ساخت ، عيد نوروز را به عنوان عيد مذهبى پذيرفت ، پرستش خورشيد را در روز نماز توصيه كرد . به گفتهء او پاسداران قوانين و شرايع كهن ، يا به قول مجد الملك پيشوايان دين و پيشكاران دولت ، منشأ همهء ستمها و همهء رنجها هستند . باب مىانگاشت كه به زودى در پنج ولايت ايران كه ارض اقدس است ( يعنى آذربايجان ، عراق عجم ، خراسان ، فارس و مازندران ) بابيان به كمك كتاب مقدّس خود ( بيان ) بر كافران غلبه كنند و آنها و خارجيان را از عرصهء مقدّس برانند . علّت آن كه باب بهويژه به قيام در اين بخشهاى پنجگانه اميد داشت ، گويا داشتن پيروان درخور اعتمادى در اين نواحى بود . باب آثار متعدّدى دارد ، مانند « تفسير سورهء يوسف » كه به قيّوم الاسماء موسوم است و « صحيفهء بين الحرمين » و « كتاب الرّوح » و « خصايل سبعه » ؛ و نيز مؤلّف الواحى است كه به رجال و سلاطين نوشته و سپس كتاب مقدّسى آورده است به نام « بيان » كه آن را در زندان نوشته است .
اگر بخواهيم عقايد باب را كه وى در « بيان » آن را گاه به عربى و گاه به فارسى
هامش
( 1 ) . جمع مطبعه ، يعنى چاپخانهها .