تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
وفات يافته ، بايد با مؤمنين رابطهء خود را محفوظ دارد و اين كار تنها از طريقهء شيعهء كامل يا ركن رابع ممكن است ، كه داراى سمت بابيّت و واسطگى بين امام زمان و مؤمنين است . شيخيّه به بركت دانش و پارسايى بنياد گزارش - شيخ احمد احسائى - كه در زمان حياتش شهرتى عظيم يافته بود و در سايهء درايت و زيركى حاج سيّد كاظم رشتى ، شاگرد و جانشينش ، نفوذى غريب يافتند . در رسالهء مجديّه در اين زمينه چنين آمده است : « مذهب شيخيّه كه از مستحدثات تشيّع است و اين اوقات يك علّت مزمنى شده است و به جسد دولت و ملّت ايران حلول كرده و قواى ملّت را مثل مزاج دولت عليل نموده است ، پيشوايان ملّت و پيشكاران دولت را مشغوليّت‌خاطر از علاج اين علّت نيز قاصر كرده است . عنقريب وليعهد دولت ايران را تشريفات اندرونى و بيرونى ، منسوبان امّى او كه امّت معتبرى شده‌اند ، يك شيخى مقتدر خواهد كرد و او را عصبيّت اين مذهب به عملى وامىدارد كه از حوصلهء دولت و ملّت خارج باشد . الحقّ از براى دولت بزرگى ننگى است وليعهدى تعيين كند كه مردود ملّت باشد . » ( رسالهء مجديّه ، به اهتمام سعيد نفيسى ، ص 10 ) اين اظهارات مجد الملك نگارندهء يك رسالهء طنزآميز و انتقادى دربارهء اوضاع زمان خود حاكى از گسترشى است كه آموزش شيخيان ( مانند آموزش مانى و مزدك و حروفيّه و نقطويّه در دوران خود ) در محافل دولت و دربار يافته و حتّى وليعهد وقت را به خود جلب كرد . يكسال پس از مرگ حاج سيّد كاظم رشتى ( 1843 ميلادى ) ، بر سر جانشينى او بين سيّد على محمّد باب و حاجى محمّد كريم خان كرمانى اختلاف افتاد و هريك از آن دو ، كه شيخى با نفوذى بودند ، خود را جانشين سيّد كاظم شمردند ؛ آن موقع سيّد على محمّد شيرازى به قصد زيارت و تحصيل در كربلا اقامت داشت و پس از ابراز دعوى ، عدّه‌يى از روحانيان ايران مقيم آن ديار مانند ملّا حسين بشرويه‌اى و ملّا محمّد زنجانى و سيّد يحيى كشفى و غيره دعوى او را پذيرفتند . سيّد على محمّد رقيب خود ، حاج محمّد كريم خان را ، كه او نيز مدّعى جانشينى سيّد رشتى بود ، بعدها « دجّال » خواند زيرا خود او ديگر تا حدّ اعلاى مهدويّت پيش رفته بود .