تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
و از اين مقوله ديرتر سخن خواهيم گفت . جنبش بابيان با يك سلسله انقلاب‌ها در اروپا و جنبش‌هاى بزرگ در آسيا ( مانند جنبش سپاهى در هند و جنبش تاىپينگ در چين ) مقارن افتاده است ، اين جنبش بدون ترديد در جنب‌وجوش بعدى هيأت حاكم كشور ما و در رفرم‌هاى امير كبير مؤثّر بوده است . همچنين اين جنبش در زمينه‌سازى براى روشنگران مشروطيّت و سپس پيدايش مشروطه تأثير داشته است ، لذا در تاريخ كشور ما داراى موقعيت خاصى است ، و سزا نيست كه بر پايهء ذهنيّات مذهبى و غيره آن را ناچيز گرفت و دربارهء آن سكوت كرد . ريشهء فكرى بابىگرى به طور عمده آموزش شيخيّه ( پيروان شيخ احمد احسائى و شاگردش سيّد كاظم رشتى است . ) و امّا ريشهء اجتماعى آن انحطاط فئوداليسم ، ستم استبدادى و تجاوزات استعمارى است كه مواد منفجرهء فراوانى را در بطن جامعهء ايران ، از ديرباز انبار كرده بود . هنگامى كه باب دعوى خود را آشكار مىساخت در بسيارى از شهرهاى ايران مانند اصفهان ، تبريز ، زنجان و يزد عليه حكّام محلّ و اشراف فئودال و روحانيان هم دست آنان شورش‌هاى فقراى شهرى روى مىداد ؛ در روزنامهء وقايع اتّفاقيّه از شورش‌هاى افواج نظامى در تبريز و نقاط ديگر صحبت شده است . جامعه در تب و تاب غريبى بود ، در اين شرايط انتظار دايمى مهدى آخر زمان كه از معتقدات مهمّ شيعه است ، جامعهء ستم‌ديده را روحا براى قبول دعوى مهدويّت از جانب كسى كه عليه ستمكار و ستم برخيزد مستعد مىساخت ، تعليمات شيخيّه مسألهء ظهور صاحب الامر را نزديك جلوه مىداد و تصوّر اين كه آخر الزّمان رسيده است و امام ، ظاهر خواهد شد افكار را تصرّف كرده بود . . . . شيخيّه در مورد امام زمان معتقد بودند كه وى با پيكر جسمانى خود زنده نيست ، بل با جوهر روحانى به‌سر مىبرد و اين روح مىتواند كالبدهاى مختلف را براى خود برگزيند و به كمك اين كالبدها زندگى خويش را ادامه دهد ، اين سخن تكرار نظريّهء حلول و تناسخ است ، كه بسيارى از نهضت‌هاى اجتماعى ما در آغاز اسلام بدان مجهّز بوده‌اند ، شيخيّه تعدّد زوجات را نفى مىكرده‌اند و به نوعى تساوى حقوق بين زن و مرد معتقد بودند و بر آن بودند كه ائمّهء اثنى عشريّه مظاهر خداوند و متّصف به صفات الهى هستند ، و امام دوازدهم كه در سال 260 هجرى